تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
شود مىتوان نوشت .

سؤال ظكز [ 927 ] :

هرگاه شخصي قبالهء بيع ، يا وقف ، يا غير اينها بياورد ، وبر مضمون آن - كما هو حقه - مطلع نشويم هر چند به ما مىگويند ، آيا جايز است كه بنويسيم كه فلان اقرار كرد به هر چه در اين كاغذ است ، يا آنكه واجب است تحقيق جميع جزئيّاتى كه تعلق به آن شهادت دارد ؟

جواب :

أحوط آن است كه شهادت ندهد مگر بعد از اطلاع بر جميع جزئيّات ، واگر أو مجمل گويد كه من معترفم به آنچه در اين كاغذ است ، به همين نحو گواه نتواند شد كه أو اقرار به جميع اين كاغذ مجمل كرد ، خصوصا هرگاه آن شخص يا شاهد نتوانند كه آن كاغذ را خوانند .

سؤال ظكح [ 928 ] :

خوابيدن دو مرد ، يا دو زن بىضرورت در يك لحاف جايز است يا نه ؟

جواب :

نه ، خصوصا هرگاه برهنه باشند ودر حال ضرورت ؛ لحاف ومانند آن را در ميان خود حايل سازند .

سؤال ظكط [ 929 ] :

شخصي به قدم عالم قائل است ، لكن مىگويد : قديم بالزمان مىدانم ، نه بالذات ، چه حكم دارد .

جواب :

قدم ذاتي را هيچ كافرى قائل نيست ونزاع در ميان كفّار ومسلمين در قدم زماني است . وجميع مسلمين بلكه جميع مليّين به حدوث زماني قائلند . واز حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت مىكنند كه فرمود : « كان اللّه ولم يكن معه شيء » « 1 » يعنى : خدا بود وهيچ چيز با أو نبود وهر موجودى چيزى است .

سؤال ظل [ 930 ] :

هرگاه شخصي انكار اين حديث كند كه « آسمانها هر يك رنگ مخصوص دارند » « 2 » وگويد : عقلمان اين را قبول نمىكند وهر چه از
هامش
( 1 ) كنز العمال : 10 / 370 حديث 29850 . ( 2 ) بحار الأنوار : 55 / 88 حديث 1 ، 104 ، حديث 31 .