به عوض برد وبأخت قرار ندهند ، وأحوط اجتناب است مطلقا .
سؤال ضيد [ 814 ] :
حديث : « لا ينبغي للمؤمن أن يجلس مجلسا يعصي اللّه فيه ولا يقدر على تغييره » « 1 » شامل اين هست كه در آن مجلس كسى باشد كه حرير محض پوشيده ، يا بر فرش غصبى نشسته ، يا غلامي يا كنيزى يا زنى هست كه مالك وشوهر راضى نيستند كه در آنجا بنشينند ، يا با نامحرم نشستهاند ، يا مرد أجنبي حرف ايشان را مىشنود ، يا مديون است كه حق طلبكار را با قدرت نمىدهد ، يا مستطيع حجّ است وبه اختيار به تأخير مىاندازد ، يا خمس يا زكات نمىدهد ، يا ترك نماز وروزه مىكند وغير ذلك ، وبا امكان ؛ هيچكدام از چهار امر معتبر در نهى از منكر را به عمل نمىآرند ؟
جواب :
هر معصيتي كه در مجلس به عمل آيد وجزم داند كه معصيت است در آنجا نبايد نشست . وخصوصياتى كه نوشتهاند معصيت بودن بعضي از آنها معلوم نيست وبعضي ديگر خصوصيتى به آن مجلس ندارد .
سؤال ضيه [ 815 ] :
أصول دين را به دليل اجمالي كه از براي أكثر عوام كافى باشد بيان نمائيد ؟
جواب :
بدان كه ! أصول دين پنج است . أول : توحيد ، دوم : عدل ، سوم :
نبوّت ، چهارم : امامت ، پنجم : معاد .
توحيد آن است كه : مكلّف - يعنى : بالغ عاقل - به دل اعتقاد كند وبه زبان اقرار نمايد به اينكه : خدا هست وواجب الوجود است ويكى است ، وخدا يعنى :
آفريدگار عالم ، وواجب الوجود يعنى : هستى أو از خودش است نه از ديگرى ، وآنچه هستى أو از ديگرى باشد أو را ممكن الوجود مىگويند .
ودليل بر هستى خدا وواجب الوجودي أو آن است كه : اگر خدا نباشد
هامش
( 1 ) كافى : 2 / 374 حديث 1 ، وسائل الشيعة : 16 / 260 الحديث 21512 .