وشخصي عرضه به حاكمى داد كه جلّاد شود ودر آخرش نوشته بود كه اگر مراد مرا برآرى عند اللّه وعند الرسول ضايع نخواهد شد .
وديگرى گفت : خوب خدائى دارم كه على نگهدارش باد .
وشخصي را حاكم جائى كردند ورعيّت أو بسيار مىمردند ، پس در قنوت نماز خود گفت : خدايا مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان .
وشخصي به ديگرى گفت : خسن وخسين هر سه دختران معاويهاند يا نه ؟ أو در جواب گفت : من كدام غلط تو را درست كنم .
وديگرى شهادت بر بدى كسى داد كه أو ناصبي رافضي است ، قدرى جبري است كه دشنام مىدهد حجّاج پسر زبير را ، كه خراب كرد خانهء كعبه را بر سر على پسر أبو سفيان .
وديگرى گفت : از ميان پيغمبران جرجيس را اختيار كردى .
وشخصي پرسيده است كه در سورهء
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ
يا ورأيت الباس است .
وحكايت
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى
كه از قلعهء قرآن گريخته أو را گرفته به خانههاى خود محبوس نمايند ؟
جواب :
أحوط ترك است ، وجزم به معصيت بودن اينها نمىتوان كرد اگر معلوم نباشد كه غرض گوينده استخفاف به دين است .
سؤال ضيج [ 813 ] :
بازيهائى كه متعارف است غير از آنچه بخصوص نصّ در تحريم آن واقع شده ، مثل : بازى پادشاه ووزير ، ودوز بازى ، وبيست وچهار خانه كه به لغت عرب آن را « قرق » به فتح قاف أول وكسر راء مىگويند حرام است يا نه ؟
جواب :
اظهر حلّ « 1 » است ، خصوصا هرگاه به آنها گروبندى نشود وچيزى
هامش
( 1 ) الف : حليّت .