وقدس ، وأبى قبيس ، ووقان ، ورضوى ، وأحد « 1 » .
وچون حضرت إبراهيم عليه السّلام با معاونت حضرت إسماعيل عليه السّلام از بناى كعبه فارغ شد خطاب الهى به أو رسيد كه ندا كن جميع خلايق را به حج ، عرض كرد :
« الهى ! صداى من به كجا خواهد رسيد كه تمام خلق را اعلام نمايم » ، خطاب رسيد كه : « از توست كه ندا كنى واز ماست كه صداى تو را به تمام خلايق برسانيم » پس آن حضرت بر سنگ مقام ايستاد - يا بر كوه شبير يا بر كوه أبو قبيس على اختلاف الأقوال - وبه صداى بلند فرمود كه : « أيّها الناس هلمّ إلى الحج » ، يعنى : بياييد وخانهء خدا را حج كنيد ، پس حق تعالى صداى أو را رسانيد به همهء خلق حتى كساني كه در پشت مردان ورحمهاى زنان بودند ؛ از كساني كه در علم الهى گذشته بود كه حج خواهند كرد « 2 » ، پس هر كس كه يك مرتبه لبيك گفت ؛ يك مرتبه حج خواهد كرد ، وهر كس بيشتر گفت به عدد هر مرتبه يك حج خواهد كرد « 3 » .
پنجم وششم ؛ بناى عمالقه وجرهم است ، ازرقى از حضرت أمير عليه السّلام روايت « 4 » كرده كه : « بناى إبراهيم چون منهدم شد ، جرهم آن را بنا كردند » « 5 » .
وفاكهى نيز از آن حضرت روايت كرده كه : « اوّلا كعبه را إبراهيم ساخت وچون منهدم شد ، جرهم بنا كردند وچون باز خراب شد عمالقه بنا كردند » 6 .
ومسعودى در « مروج الذهب » گفت كه : آن كس كه از قبيلهء جرهم خانه را بنا كرد ، حارث بن مضاض بود 7 .
هامش
( 1 ) 1 و 6 در مظانّش نيافتيم .
( 2 ) ه : نمود .
( 3 ) اخبار مكّه : 1 / 67 و 68 ، علل الشرائع : 2 / 419 حديث 1 و 2 ، بحار الأنوار : 12 / 105 و 106 حديث 17 و 18 ، تفسير فخر رازي : 23 / 28 .
( 4 ) ج : نقل .
( 5 ) اخبار مكّه : 1 / 86 ، لازم به يادآورى است كه : اين مطلب را از حضرت علي عليه السّلام نقل نكرده است .
( 6 ) 7 مروج الذهب : 2 / 50 .