أتمّت أملصت و مات قيّمها ، و طال تأيّمها ، و ورثها أبعدها . ( 1 ) أما و اللّه ما أتيتكم اختيارا ، و لكن جئت إليكم سوقا . و لقد بلغني أنّكم تقولون : عليّ يكذب ، قاتلكم اللّه فعلى من أكذب أعلى اللّه فأنا أوّل من آمن به ، أم على نبيهّ فأنا أوّل من صدقّه ، ( 2 ) كلّا و اللّه و لكنّها لهجة غبتم عنها ، و لم تكونوا من أهلها . ويل أمهّ كيلا به غير ثمن لو كان له وعاء . « و لتعلمنّ حامل شد ، پس آن گاه كه تمام شد آبستنى بينداخت بچهّ [ را ] ، و به مرد شوهر آن زن ، و دراز شد بيوگى آن زن ، و ميراث يافت از آن [ زن ] شوهر اجنبى . ( 1 ) بدانيد و به خدا كه نيامدم به شما من به اختيار ، و ليكن آمدم به شما [ به ناچار ] ، و بدرستى كه رسيد به من كه شما مى گوييد : كه على دروغ . هلاك كناد شما را خدا پس بر كه دروغ گويم من اى بر خدا پس من اوّل آن كسم كه ايمان آورد به او ، يا بر پيغمبر او [ كه دروغ مى گويم ] پس من اوّل كسى ام كه باور داشت و تصديق كرد او را . ( 2 ) حقّا و به حقّ خدا ، و ليكن آن گفتار [ ى ] است كه نمى شناسيد و دوريد از آن و نمى باشيد از اهل آن ، لازم گرداناد خدا ويل [ را بر مادرش ، آن كه تكذيب كرد مرا ، مى پيمايم دانش و هدايت را ] پيمودنى بى ثمر و بها گر بودى مر او را بار دانى ، و هر آينه بدانيد خبر او را [ - يعنى صدق گفتار مرا - ] پس
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٢١