تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
همهء حوزه‌ها ، به كار مىرفته است ، امروزه درودگران اين واژه را در معنى ژرفا و گودى و عمق به كار مىبرند . « چاهى بود عظيم نغل و سر آن چاه عظيم فراخ بود » ( داراب‌نامه بيغمى ، ج 2 ، ص 159 )
كو آن فضولىهاى تو ؟ كو آن ملولىهاى تو ؟ * كو آن نغولىهاى تو در فعل و مكر ؟ اى ذو فنون
( كليات شمس ، ج 4 ، ص 96 )
نيست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان * زانك نغول مىروم در طلب نشان تو
( كليات شمس ، ج 5 ، ص 25 )
بحث ديگر در درون دارم نغول * گر ازان من دم زنم گردى ملول
( رباب‌نامه ، ص 433 ) اين واژه در تركيب نغول انديش ( نغل انديش ) آمده است و شايد واژهء مغل يا مغلگاه هم صورتى از همين واژهء نغل باشد - : نامهء فرهنگستان ، شمارهء 1 ، ص 90 ؛ نشر دانش سال 10 ، ش 6 ، مقالهء « نگاهى كوتاه به تاريخ بيهقى » ؛ واژهء نغل در بخش تفسير اين قرآن حاضر آمده است .

نغوشه كردن

نغوشه مىكند :
يَسْتَمِعُ
و از ايشان است آنى كه نغوشه مىكند ( و مىشنود و ياد نمىگيرد ) به سوى تو
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ
( محمّد 16 ) نغوشه كردن به معنى گوش نهادن و گوش داشتن و كوشش براى شنيدن گفتار كسى داشتن از مصدر نغوشيدن و به همان معنى نيوشيدن و نيوشه كردن . « مگر آن ديوى كه نغوشه كند و گوش دارد بسوزد او را ستاره روشن » ( قرآن رى ، ص 248 ) « نتوانند كردن نغوشه به گفتار گروهانى يعنى فريشتگان فرترين . . . » ( ترجمهء قرآن موزهء پارس ، ص 196 ) « و نشايد از در و بام نغوشه كند تا آواز رود بشنود و حسبت كند » ( كيمياى سعادت ، ص 506 )

واخيده

واخيده :
الْمَنْفُوشِ
و باشد كوهها همچو پشم رنگين واخيده