تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
شورش دريا : « در درياى مغ بسيار آب فرو پوشدش شورش دريا از زبر وى آشوب دريا » ( قرآن 999 ، آستان قدس ، نور 40 ) نرآب ، نرهء آب : « برآيد موجى كه بپوشد آن دريا را ، و موج نرهء آب باشد » ( تفسير قرآن مجيد ( كمبريج ) ، ج 1 ، ص 244 ) « و موج نرهء آب باشد هر چه از آب بلندتر شود آن موج است ( تفسير قرآن مجيد ( كمبريج ) ، ج 1 ، ص 501 ) هنگ : « يا چون تاريكىها اندر درياى مغ بپوشيد مر او را هنگ يعنى موج از بر وى هنگ » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1118 )

خيزآب

خيزآب :
مَوْجٍ
و آن ( كشتى ) مىرود ( برد ) با ايشان ( را ) در خيزآب همچون كوهها
وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ
( هود 42 )

درخش

درخش :
الْبَرْقَ
و از نشانهاى ( قدرت ) اوست كه مىنمايد شما را ( آن ) درخش بيمى ( و ترسى ) و اميدى ( به باران )
وَ مِنْ آياتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً
( روم 24 ) درخش در برابر برق است و به اين معنى در نوشته‌هاى فارسى فراوان به كار رفته است :
درخش ار نخندد به وقت بهار * همانا نگريد چنين ابر زار
( شرح احوال رودكى ، ص 542 )
مقرعه زن گشت رعد ، مقرعهء او درخش * غاشيه‌كش گشت باد غاشيهء او ديم
( ديوان منوچهرى ، ص 59 ) « درخش آتش در جهان مىزد و رعد ولوله در آسمان و زلزله در زمين مىافگند » ( سندبادنامه ، ص 97 )
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 562 | كتاب الله تبارك وتعالى / مجهول ، قرن دهم