70 / 44 - 30
30 . مگر بر زنان خويش يا آنچه خداوند شد دستهاى ايشان يعنى كنيزكان پس ايشان نه سرزنش زدهشدگانند .
31 . پس هر كه بجويد جز از اينت كه ياد كرديم ، پس اينان ايشان گذرندگانند از اندازه .
32 . و آنانى كه ايشان مر امانتهاى خويش را استوار داشته و پيمان خويش را نگه دارندگانند .
33 . و آنانى كه ايشان به گواهيهاى خويش ايستادگانند .
34 . و آنانى كه ايشان بر نماز خويش پيوستگى همىكنند نگاه مىدارند .
35 . اينان در بهشتهاى گرامى كرده شدگانند به انواع تحف .
36 . پس چيست مر آنانى را كه نگرويدند سوى تو شتابندگان ؟
37 . از سوى دست راست و از سوى دست چپ گروه گروه .
38 . ا مىبيوسد هر كسى از ايشان كه در آورده شود در بهشت آسايش ؟
39 . حقا كه در نيابد بدرستى كه ما آفريديم ايشان را از آن چه مىدانند از قطرهء آب .
40 . پس سوگند ياد كنم به پروردگار جايهاى برآمدن آفتاب و جايهاى فرو شدن آفتاب [ 727 ] بدرستى كه ما هراينه توانايانيم .
41 . بر آن كه بدل كنيم بهترى را ازيشان و نيستيم ما هرگز پيشى گرفته شدگان .
42 . پس بگذار ايشان را تا گفت و گوى كنند و بازى كنند تا فرا رسند و ببينند آن روز خويش را آنى كه نويد كرده مىشوند و بيم .
43 . به آن روزى كه بيرون آورده شوند از گورها شتابان گويى همانا كه ايشان به سوى نشانهء همىشتابند .
44 . پهن باز مانده فروتنان ترسان چشمهاى ايشان ، همىرسد ايشان را خوارئ و نژندى آنت گويند آن روز آنى كه بودند در دنيا كه بيم كرده مىشدند ايشان از آن .
نوح ، مكّى ، 28 آيه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 71 / 3 - 1
1 . بدرستى كه ما فرستاديم نوح را به سوى گروه او كه بيم كن گروهت را از پيش آن كه آيد ايشان را شكنجهء دردناك .
2 . گفت نوح : اى گروه من ! بدرستى كه من مر شما را بيم كنندهءام پيدا و هويدا .
3 . كه بپرستيد به يگانگى خداى را و بترسيد بپرهيزيد ازو و فرمان بريد مرا .