62 / 9 - 1
1 . به پاكى ياد مىكند و بىعيبى مر خداى را آن چه هست در آسمانهاست و آنچه هست در زمين آن پادشاه آن پاك و منزّه از عيبها آن بىهمتا آن استوار كار و درست گفتار .
2 . او آن خدايى است كه برانگيخت فرستاد در ميان نانويسندگان فرستادهء پيغمبرى نانويسندهء هم از ايشان ، همىخواند بر ايشان سخنهاى كتاب او را و پاك مىكند ايشان را و در مىآموزد ايشان را قرآن را آن نامه را استوار كارى ، شناختن حلال و حرام و سنّت را درستكارى علم و عمل را و بدرستى كه بودند ايشان از پيش اين هراينه در گمراهى پيدا و هويدا .
3 . و در ديگران را از ايشان هنوز نرسيدند « 1 » به ايشان و او بىهمتاست درستكار و درست گفتار .
4 . آنت افزونى و نيكويى خداى است كه همىدهد آن را ، آن را كه خواهد و خداى خداوند افزونى و نيكوى است بزرگ .
5 . داستان صفت عجيبهء آنانى كه بار كرده شدند كتاب تورية را ، باز پس برنداشتند آن را كار نكردند به آن همچو داستان صفت عجيبهء خرى است كه بردارد نامهها را و كتابهاى بزرگ را رنج بردى و او را از آن منفعت نى . چه بدا داستان آن گروه آنانى كه به دروغ داشتند به سخنهاى خداى و خداى راه ننمايد آن گروهى را كه ستمكاراناند .
6 . بگو يا محمّد اى آنانى كه جهود شدند ! اگر گوييد كه شما دوستانيد مر خداى را از فرود اين مردمان پس آرزو بريد شما اين مرگ را اگر هستيد شما [ 706 ] راستگويان .
7 . و آرزو نبرند ايشان آن مرگ را هميشه هرگز به سبب شومى آنچه پيش فرستاد دستهاى ايشان به آخرت از كار بد و خداى داناست به ستمكاران .
8 . بگوى تو اى محمد : بدرستى كه اين مرگ آنى است كه همىگريزيد شما ازو مرگ ، پس بدرستى كه آن مرگ پيش آيندهء شماست فرا رسنده است باز پس گردانده شويد به سوى داناى ناپيدا و پيدا ، پس آگاه كند شما را به آنچه بوديد كه همىكرديد .
9 . اى آنانى كه گرويدند ! چون آواز كرده شود براى نماز از روز آدينه ، پس شتابيد به سوى ياد كرد خداى و گذاريد خريد و فروخت را آنتان بهتر مر شما را اگر هستيد كه مىدانيد .
هامش
( 1 ) . م : « ترسيدند »