تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
52 / 28 - 6 6 . و سوگند به درياى پر كرده . 7 . بدرستى كه عذاب پروردگار تو هراينه بودنى است فرو آمدنى . 8 . نيست مر او را از هيچ بازدارندهء . 9 . روزى كه بجنبد و بگردد آسمان جنبيدنى و بگرديدنى . 10 . و نيز برود كوهها رفتنى . 11 . پس واى و واويلا و عذاب سخت آن روز مر دروغ‌گوى دارندگان را . 12 . آنانى كه ايشان در گفت‌وگوى دنيا در آمدن در باطل بازى همىكنند . 13 . آن روزى كه رانده شوند از قفا به سوى آتش دوزخ [ 667 ] رانده شدنى . 14 . گويند اين آن آتش است آنى كه بوديد به آن آتش به دروغ مىداشتيد . 15 . ا پس جادويى است اين يا شما فرا نمىبينيد هنوز ؟ 16 . در رويد و بسوزيد در آن آتش ، پس به شكيب باشيد يا به شكيب مباشيد يكسان و برابر است بر شما هراينه هراينه پاداشت داده شويد آن چه را كه بوديد كه همىكرديد . 17 . بدرستى كه پرهيزكاران از كفر و معاصى در بهشتهااند و نيكوييها و نعمتهاى گوناگون . 18 . خوش منشان نازان و شادان به آنچه داد ايشان را پروردگار ايشان و نگاه داشت ايشان را پروردگار ايشان از عذاب دوزخ . 19 . مىخوريد و مىآشاميد گوارنده نوشتان باد به آنچه بوديد كه همىكرديد . 20 . تكيه‌كنندگان بر تختها بر رس نهاده و جفت كرديم ايشان را به سياه چشمان فراخ چشمان از كنيزكان . 21 . و آنانى كه گرويدند و پىروى كرد ايشان را فرزندان ايشان به گرويدنى ، رسانيديم جفتان به ايشان فرزندان ايشان را و نكاستيم ايشان را از كار ايشان از هيچ چيزى هر مردى به آنچه ورزيد گرو است . 22 . و افزوديم ايشان را به ميوهء و گوشتى از آن چه خواهند به آرزو . 23 . به يكديگر مىدهند و مىستانند در آن بهشت جامى مى را نه بيهودهء در آن و نه در بزه افكندنى . 24 . و همىگردد بر ايشان پسرانى كودكانى كه مر ايشان راست همانا كه ايشان مروارى مرواريدىاند نگاه داشته در صدف . 25 . و در ايستاد و روى آورد برخى از ايشان بر برخى ، همى بر رسند پرسند از يكديگر . 26 . گفتند گويند : بدرستى كه ما [ 668 ] بوديم پيش در دنيا در كسان خويش ترسندگان و هراسان از عذاب اين روز . 27 . پس منّت نهاد خداى بر ما و نگاه داشت ما را از عذاب باد سوزان دوزخ . 28 . بدرستى كه ما بوديم از پيش مىخوانديم او را به يا رب ، بدرستى كه او ، او نيكوكار است بخشاينده .