تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
50 / 27 - 9 9 . و فرو آورديم از آسمان از ميغ آبى خجسته با بركت پس برويانيديم به آن آب بهشتهاى بوستانهايى و دانه‌هاى [ 660 ] درويدنى . 10 . و خرمابنانى آفريديم درازان ، مرو راست شكوفهء بر هم نشانده . 11 . براى روزى دادنى مر بندگان را و زنده كرديم به آن آب زمينى را مرده پژمرده همچنانت آن است بيرون آمدن از گور . 12 . به دروغ داشت پيش از ايشان گروه نوح قوم تو و خداوندان آن چاه كهنه قوم شعيب و قوم صالح صالح را . 13 . و قوم هود هود را و پادشاه مصر موسى و هارون را و برادران قوم لوط لوط را . 14 . و خداوندان و ساكنان آن بيشه شعيب را و گروه ملك يمن ، هر يكى ازينان به دروغ داشت پيغامبران را ، پس سزا گشت و فرود آمد بيم كردن بر ايشان به عقوبت . 15 . ا پس درمانديم به در آفرينش نخستين تا در آفرينش در خواهيم ماند . نه كه ايشان در پوششىاند از آفريدنى نو . 16 . و هراينه هراينه آفريديم مردم را و همىدانيم آنچه انديشه كند به آن تن دل او و ما نزديكتريم به علم به او از رگ گردن جان . 17 . چون فراهم رسد آن دو فراهم رسنده آن دو فرشته از يكى راست نشسته و يكى از چپ نشسته . 18 . نيندازد او از هيچ گفتارى مگر كه نزد اوست فرشتهء نگه‌بانى آماده . 19 . و انگار كه آمد آورد تاسهء مستى سختى مرگ به راست و درست را از سعادت يا شقاوت ، او را گويند آنت آن چيزى است كه بودى ازو كه همىگريختى و مىرميدى . 20 . و انگار كه در دميده شد در صور ، آنت روز بيم كه بدان بيم مىكردند . 21 . و انگار كه آمد هر تنى كه با آن تن است فرشتهء رانندهء و گواهى و نامهء . 22 . هراينه هراينه بودى تو در بىآگاهى از اين روز و ازين حال ، پس باز كرديم دور كرديم از تو پوشش ترا پس بينايى تو امروز تيز است . 23 . و گفت گويد يار او آن فرشتهء موكّل : اين چيزى است [ 661 ] نزد من آماده از نامه . 24 . ندا آيد كه در افكنيد در دوزخ هر ناسپاسى را گردن‌كشى . 25 . باز دارنده مر نيكى را از اندازه گذرندهء گمان‌مند . 26 . در حق آنى كه گفتى كرد گردانيد با خداى خدايى ديگر ، پس در افكنيد او را در آن عذاب سخت دوزخ . 27 . گفت گويد يار او : اى پروردگار ما ! از اندازه نگذراندم او را و ليكن او خود بود در گمراهى دور از حق .
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 446 | كتاب الله تبارك وتعالى / مجهول ، قرن دهم