تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
44 / 53 - 29 29 . پس نه گريست بر ايشان آسمان و زمين و نبودند پاييده شدگان چون عذاب در رسيد . 30 . و هراينه هراينه برهانيديم پسران فرزندان يعقوب از آن عذاب خواركنندهء يعنى بندگئ فرعون . 31 . از فرعون . بدرستى كه او بود برترى جوينده از جملهء از اندازه گذرندگان . 32 . و هراينه هراينه برگزيديم ايشان را بنى اسرائيل بر دانشى از ما بر جهانيان . 33 . و داديم ايشان را از نشانها آنچه دروست آزمايشى هويدا . 34 . بدرستى كه اينان كافران مكه هراينه مىگويند . 35 . نيست آن مگر يك مردن ما نخستين و نيستيم ما هراينه زنده كرده شدگان . 36 . پس بياريد پدران ما را اگر هستيد شما راست‌گويان . 37 . ا ايشان بهتراند [ 633 ] يا گروه و گروه او كافر تبّع حميرى و او مؤمن بود و آنانى كه بودند از پيش ايشان ، نيست كرديم ايشان را ، بدرستى كه ايشان بودند گناه‌كاران . 38 . و نيافريديم آسمانها را و زمين را و آنچه هست ميان آن هر دو بازىكنان بىغرض صحيح . 39 . نيافريديم آن دو را مگر به حكمت براى اظهار حق را و ليكن بيشتر ايشان نمىدانند . 40 . بدرستى كه روز جدا كردن حق از باطل وعده‌گاه ايشان است همه . 41 . روزى كه بىنياز نكند دوستى از دوستى هيچ چيزى و نه ايشان يارى كرده شوند . 42 . مگر آن كه بخشيد خداى برو ، بدرستى كه او ، او بىهمتاست ارجمند كينه كشنده از دشمنان بخشاينده . 43 . بدرستى كه درخت زقوم . 44 . خوردنى بزه‌كار است . 45 . همچو دردى زيت ، همىجوشد در شكمها . 46 . همچو جوشيدن آب گرم سوزان . 47 . گويند : بگيريد او را پس بكشيد او را به درشتى به سوى ميان دوزخ . 48 . باز پس فرو ريزيد زبر سر او از عذاب آب گرم و سوزان . 49 . او را گويند : بچش ، بدرستى كه تو ، تو بىهمتا و ارجمندى اين بر سبيل استهزاست بزرگوارى يعنى در دار دنيا مىگفتى كه عزيزم و كريمم . 50 . بدرستى كه اين آنى است كه بوديد به آن كه به گمان مىشديد . 51 . بدرستى كه پرهيزكاران از كفر در جايىاند بىترس . 52 . در باغها و بوستانها و چشمه‌هاى آب روان . 53 . همىپوشند از ديباى تنك و ديباى سطبر روبرويان .
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 426 | كتاب الله تبارك وتعالى / مجهول ، قرن دهم