تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
33 / 15 - 6 6 . پيغمبر سزاوارتر است به گروندگان از تنهاى ايشان و جفتان او مادران ايشانند . و خداوندان خويشيها برخى ايشان سزاوارتر به برخى در نبشتهء يعنى لوح محفوظ خداى از گروندگان و هجرت كنندگان مگر اينكه كنيد به سوى دوستان خويش نيكويى به وصيّت و نصرت و آنچه بدان ماند . بود و هست آن در آن نامه يعنى لوح محفوظ نبشته . 7 . و ياد كن چون گرفتيم از پيغمبران پيمان ايشان را كه يكديگر را تصديق كنند و آنچه ايشان را فرموده‌اند تبليغ كنند و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم و گرفتيم از ايشان پيمانى استوار . 8 . تا بپرسد روز قيامت راستان را راست‌گويان از راستى ايشان و آماده كرد براى ناگروندگان عذابى دردناك . 9 . اى آنانى كه گرويدند ، ياد كنيد [ 534 ] نيكوداشت خداى را بر شما ، آنگاه كه آمد شما را لشكرهايى ، پس فرستاديم بر ايشان بادى سرد سخت و لشكرى لشكرهاى كه ديديد آن را و هست خداى به آنچه همىكنيد بينا . 10 . چون آمدند شما را از زبر شما و از فروتر زيرتر از شما و آنگاه كه برگرديد از جاى شد چشمها و برسيد دلها به گلوگاهها از بيم و گمان مىبريد گمان‌ها مىبرديد شما به خداى گمانهاى گوناگون . 11 . آنجات آزموده شد گروندگان بدان محنت تا بدانند مؤمن را از منافق و جنبانيده شدند و لرزنده شدند به بيم و هراس جنبانيده شدنى سخت . 12 . و آنگاه كه مىگفت دورويگان يعنى معتب بن قشير و اصحاب او و آنانى كه در دلهاى ايشان است بيمارئ : [ نه ] پذيرفت [ نه ] نويد داد ما را خداى و پيغمبر او به نصرت مگر فريفتى كه ما را بدان غرّه كرد . 13 . و چون گفت گروهى از ايشان ؛ اى باشندگان مدينه ! نه جاى استادن است مر شما را ، پس بازگرديد از لشكرگاه « 1 » به خانه‌ها و دستورى مىخواهد گروهى از ايشان از پيغمبر عليه السّلام ، همىگفتند : بدرستى كه خانه‌هاى ما گشاده است پشت با دشت دارد و نيست آن هرگز گشاده . نمىخواهند مگر گريختنى از جنگ و بيم . 14 . و اگر درآمده شدى بر ايشان از كناره‌هاى آن ، باز پس خواسته شدندى درخواستندى كه شرك آرى آزمون شرك را ، هراينه بدادندى آن را هراينه اجابت كردندى به آن مراد و درنگ نكردندى در آن مگر اندك . 15 . و هراينه هراينه بودند كه پيمان كردند با خداى از پيش كه برنگردانند پشتها را و بود و هست پيمان خداى پرسيدنى كه بنده را از آن بپرسند . [ 535 ]
هامش
( 1 ) . م : « لشكرهاه »