تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
25 / 41 - 28 28 . اى واى بر من كاشكى من فرا نگرفتمى فلان را به همان را دوستى ! 29 . هراينه هراينه گمراه كرد مرا از ياد كرد توحيد ، قرآن و رسول پس از آن وقت كه آمد مرا . و بود و هست ديو مر آدمى را فرو گذارنده . 30 . و گفت اين پيغمبر اى پروردگار من بدرستى كه گروه من فرا گرفتند اين قرآن را فرو گذاشته وا يكسو نهاده . 31 . و همچنانت بگردانيديم مر هر پيغمبرى را دشمنى از گناه‌كاران كافران . و بسنده است پروردگار تو [ 460 ] رهنماى و يارى ده يارى كننده آن را كه اهل آن باشد . 32 . و گفت آنانى كه نگرويدند : چرا نفرستاده شد برو محمد اين قرآن همه يك بار ؟ همچنانت پراكنده فرو فرستاديم تا استوار گردانيم به آن دل ترا و جدا گفتيم آن را جدا گفتنى . 33 . و نيارند ترا اى محمد هيچ داستانى را مگر كه بياريم ترا راست را جواب به سزا و نيكوتر را روشن كردن . 34 . آنانى كه گرد كرده شوند برانگيخته شوند بر رويهاى خويش به سوى دوزخ ، اينان بدتراند از جهت جايگاه و گم بوده‌تر از جهت راه . 35 . و هراينه هراينه داديم موسى را توريت را و گردانيديم با او برادر او هارون را دستور يارى . 36 . پس گفتيم : برويد به سوى آن گروه آنانى كه به دروغ داشتند حجتهاى ما را ، پس هلاك كرديم ايشان را هلاك كردنى . 37 . و گروه نوح چون دروغ داشتند پيغمبران را به آب فرو برديم ايشان را و گردانيديم ايشان را براى مردمان عبرتى و پندى نشانى و ساخته كرديم براى ستمكاران عقوبتى دردناك . 38 . و هلاك كرديم و گروه هود را و گروه صالح را و اهل آن چاه را و گروهانى را در ميان آنت بسيار . 39 . و هر يكى را پديد كرديم براى او داستانها را و همه را هلاك كرديم هلاك كردنى . 40 . و هراينه هراينه آمدند و برگذشتند بر آن دهى شهرى آنى كه ببارانيده شد باران بد يعنى سنگ باران . [ 461 ] ا پس نبودند كه مىديدند آن ديه را ؟ نه كه هستند اميد نمىدارند نمىترسند برانگيختن را در روز قيامت . 41 . و چون بينند ترا اى محمّد ، نگيرند ترا مگر فسوس و خندستانى ، گويند : ا اين آن است كه فرستاد خداى پيغمبر به رسولى ؟