تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
20 / 135 - 131 131 . و مكش دو چشم خويش را يعنى منگر به سوى آن چيزى برخور داده‌ايم به آن گروهها را از ايشان آرايش زندگانى فروتر تا بيازماييم ايشان را درو ، و روزى پروردگار تو بهتر و پاينده‌تر . 132 . و بفرماى كسان خويش خاندان و امّت را به نماز و به شكيب باش بر آن . نخواهيم از تو هيچ روزى ، ما روزى همىدهيم ترا و سر انجام نيك مر پرهيزكارى راست . 133 . و گفتند مشركان مكّه : چرا نيارد به ما محمد نشانى را چنان كه پيغمبران ديگر آوردند از پروردگار خويش ؟ ا نيامد به ايشان حجّت روشن آنچه در نامه‌هاى كتابها پيشين ؟ 134 . و اگر ما نيست كرديمى ايشان را كه نفرستيديمى به عقوبتى از پيش فرستادن محمّد از پيش فرستادن كتاب و رسول ، هراينه گفتندى : اى پروردگار ما ! چرا نفرستادى به سوى ما پيغمبرى تا ما را بخواندى تا پىروى كرديمى نشانهاى ترا از پيش آنكه خوار شويم و رسوا شويم به عذاب ؟ 135 . بگو يا محمّد ، هر يكى از ما و شما چشم دارنده است فرمان خدا را هلاك يكديگر را ، پس چشم داريد ، پس زودا كه بدانيد آنگاه كه بيايد قيامت كه كيست خداوندان آن راه راست و كيست كه راه يافت به حق ما يا شما [ 406 ] ؟

انبياء ، مكّى ، 112 آيه

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 21 / 6 - 1 1 . نزديك آمد مردمان را شمار ايشان و ايشان در بىآگاهى روى گردانندگانند از حق ، از انديشه كردن اندر قرآن . 2 . نيايد ايشان را از هيچ پندى يعنى رسول از پروردگار ايشان نو و تازه مگر كه شنوند آن را و ايشان بازى مىكنند يعنى اعتبار نكنند به آنچه ايشان را همىنمايد . 3 . بىآگاهى شد دلهاى ايشان اندر آن حال و پنهان داشتند آشكارا كردند راز را يعنى در سخن محمّد آن كسانى كه بيداد كردند كافر شدند ، همىگفتند : نيست اين محمّد مگر آدمئ مانند شما ، ا مىآييد يعنى مىپذيريد جادويى را و شما همىبينيد كه آن جادويى است ؟ 4 . بگو يا محمّد ، پروردگار من داند گفتار را در آسمان و زمين و او شنواست گفتار ايشان را دانا به احوال ايشان . 5 . بل كه گفتند : آنچه محمّد مىگويد ، فراهم آورده و شوريده از انواع مختلف خوابهاست نادرست كه آن را تاويلى نيست ، نه كه ساخت او را نه كه او قافيه گوى است پس بياردا ما را نشانى و حجتى اگر راست گويد چنان كه فرستاده شد پيشينيان به آيتها يعنى پيغمبران به آيتها . 6 . خداى عزّ و جل اندر جواب ايشان گفت نگرويد پيش از ايشان از هيچ اهل دهى و شهرى كه نيست كرديم آن را ، ا پس ايشان اهل مكّه مىگروند يعنى نخواهند گرويد ؟