تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
18 / 65 - 55 55 . و باز نداشت مردمان را كه بگروند چون آمد ايشان را راه راست و آمرزش خواهند از پروردگار خويش مگر كه آيد ايشان را راه و نهاد پيشينگان يا آيد ايشان را عذاب روياروى . 56 . و نمىفرستيم فرستادگان را مگر مژده‌دهندگان و بيم كنندگان و پيكار مىكنند آنانى كه نگرويدند به ناراست تا بلغزانند به آن راست را ، و فراگرفتند نشانهاى مرا و آنچه بيم كرده شدند فسوسى . 57 . و كيست ستمكارتر از آنى پند داده شد به نشانهاى پروردگار خويش پس روى گرداند از آن و فراموش كرد آنچه پيش فرستاد دو دست او ؟ بدرستى كه ما گردانيديم بر [ 377 ] دلهاى ايشان پوششها كه دريابند آن را و در گوشهاى ايشان گرانى . و اگر خوانى ايشان را به راه راست پس هرگز راه نيابند آنگاه هميشه . 58 . و پروردگار تو آمرزگار است خداوند بخشايش . اگر گرفتى ايشان را به آنچه ورزيدند ، هراينه شتابانيدى براى ايشان عذاب را ، نه كه مر ايشان راست وعده‌گاهى هرگز نيابند از فرود او پناه‌گاهى . 59 . و آنت دهها ، نيست كرديم ايشان را چون ستم كردند و كرديم براى نيست شدن ايشان وعده‌گاهى . 60 . و چون گفت موسى مر جوان خويش را : مىروم تا برسم جاى بهم پيوستن دو دريا يا بروم سالها . 61 . پس چون رسيدند به جاى بهم پيوستن ميان آن دو ، فراموش كردند ماهى خويشتن پس فراگرفت راه خويش را در دريا سنبى . 62 . پس چون بگذشتند ، گفت مر جوان خويش را : بده ما را چاشت ما را هراينه ديديم از سفر خويش اين رنجى . 63 . گفت : ا ديدى چون كه پناه گرفتيم به سنگ پس من فراموش كردم ماهى را ؟ و فراموش نگردانيد مرا آن را مگر ديو كه ياد كنم آن را و فراگرفت راه خود را در دريا شگفتى . 64 . گفت آنت آنچه بوديم [ 378 ] مىجستيم پس بازگشتند بر پيهاى خويش پىرفتنى . 65 . پس يافتند بندهء را از بندگان ما داديم او را بخشايشى از نزد خويش و آموختيم او را از نزد خويش دانشى .