2 / 53 - 40
40 . اى پسران فرزندان يعقوب عبد اللّه يا صفوة اللّه ياد كنيد نيكوداشت مرا آن كه نيكوداشت كردم بر شما و به سر بريد به پيمان من مرا تا به سر برم به پيمان شما را و از من پس ترسيد از من .
41 . و گرويد به آنچه قرآن فرو آوردم باور دارنده مر آنچه را كه هست با شما چون توريت و مباشيد [ 8 ] نخستين ناگرونده بدان قرآن و مخريد و مگزينيد به نشانهاى سخنهاى من بهاى اندك و از من پس ترسيد از من .
42 . و مياميزيد درست راست را به نادرست ناراست و مه پوشيد درست راست را و شما مىدانيد عقوبت كاتم حق را .
43 . و به پاى داريد نماز را و دهيد پاكئ خواسته را و پشت خم دهيد نماز كنيد با پشت خم دهندگان نمازكنندگان .
44 . ا مىفرماييد مردمان را به نيكى به صدقه يا به ايمان و فراموش مىكنيد تنهاى خويش و شما مىدانيد نامه توريت را ا پس خرد نداريد .
45 . و يارى خواهيد به شكيبايى و نماز و بدرستى كه آن نماز يا استعانت هراينه گران دشوار است مگر بر آن ترسكاران .
46 . آنانى كه گمان برند دانند كه ايشان بحقيقت بازرسندگان پروردگار خويش و بحقيقت كه ايشان به سوى او بازگردندگاناند .
47 . اى پسران فرزندان يعقوب صفوة اللّه يا عبد اللّه ياد كنيد نيكوداشت مرا آن كه نيكوداشت كردم بر شما و اين را كه من بحقيقت افزونى دادم برگزيدم شما را بر جهانيان روزگار شما .
48 . و ترسيد از روزى كه بىنياز نكند هيچ تنى از هيچ تنى هيچ چيزى را و پذيرفته نشود از آن تن هيچ خواهش كردنى و ستانده گرفته نشود از آن تن هيچ مانندى فدايى و نه ايشان يارى كرده شوند .
49 . و ياد كنيد و چون كه رهانيديم شما را از كسان قوم فرعون مىرسانند چشانند شما را بدئ سختر [ 9 ] عذاب مىكشند گلو مىبرند بسيارى پسران شما را و زنده مىگذارند زنان دختران شما را و هست در آنتان آزمايش نعمتى يا محنتى از پروردگار شما بزرگ .
50 . و چون كه جدا كرديم شكافتيم به سبب شما آب دريا را پس رهانيديم شما را و به آب فرو برديم غرقه كرديم كسان قوم فرعون را و شما مىديديد مىنگريد مىنگريديد نجات خويش و هلاك ايشان را .
51 . و چون كه نويد داديم موسى را چهل شب شبانهروز باز پس فرا گرفتيد شما گوساله را به خدايى از پس رفتن او به كوه طور و شما ستمكارانايد « 1 » بر تن خويش به پرستيدن گوساله .
52 . بازپس درگذرانيديم از شما محونا ذنوبكم از پس آنت پرستيدن گوساله تا مگر شما سپاس دارى كنيد بر نعمت عفو .
53 . و چون كه داديم موسى را نامه توريت را و جدا كردن ميان حق و باطل فرق بحر تا مگر شما راه يابيد به حق .
هامش
( 1 ) . م : « ستمكاراناند »