روايات را تابع رأى خود گردانند و رأى خود و رأى امثال خود را اصل قرار دهند ، بلكه بايد ادلّه شرعيّه را اصل ، و رأى خود را تابع گردانند .
و در آيهء چهارم :
« وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ »
اشاره است به آن كه از جمله صفات منافقين آنست كه غالباً خوش كلام و خوش انداماند و مردمان بيشتر سخن ايشان را قبول مىكنند ، حتّى آن كه سخن ايشان پيغمبر ( ص ) را خوش مىنمود ، و حق - عزّ شأنه - حذَر فرمود حضرت پيغمبر ( ص ) و مؤمنان را از ايشان .
و آيهء پنجم :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ »
اشاره است به آن كه از جمله صفات منافقين آن كه اگر بگويند به ايشان كه :
بياييد به جايى كه مسجد است كه تا آمرزش خواهد از براى شما رسول خدا ( ص ) در خطبهء نماز - و در اين زمان استغفارى كه علماء مىكنند در خطبه نماز است - سرهاى خود را مىجنبانند و بر مىگردانند و اعتقاد نمىكنند و مردم را از حق برمىگردانند و خود را بزرگ مىشمارند .
و از اين آيه ظاهر مىشود كه در خطبه استغفار و طلب آمرزش از براى مؤمنان بايد كرد و از اين آيهء مستفاد مىشود كه سبب عدم مغفرت گناهان ايشان چهار چيز است :
اول : نيامدن به محلّ استغفار ، كه مسجد و خانه خدا است ؛
دوم : ترك حضور به نماز جمعه و خطبه است ؛
سوم : مردم را از مسجد برگردانيدن ؛
چهارم : استكبار كردن از قبول حق .
و آيهء ششم :
« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ »