معتدل باشد و اگر مايل به تيزى و زيادتى باشد از گرمى است و اگر مايل به نرمى و كمى باشد از سردى است .
نهم حال آنچه از بدن جدا مىشود از بول و براز و عرق و غير اينها . هرچند اينها تيزبو و منتن « 1 » و رنگين باشند ، دلالت بر گرمى كند و هرچند كمبو « 2 » و بىرنگ باشد ، دلالت بر سردى كند .
دهم افعال نفس : تهور و جربزه و وقاحت و زيادتى نشاط و طيش نشانهء گرمى مزاج است و بدزهرگى و نادانى و حياى مفرط و ملال خاطر و خمول نشانه سردى مزاج است . پس شجاعت و خوشفهمى و اعتدال حيا و فرح طبع ، دلالت بر اعتدال كند و همچنين در همه اينها كه ذكر كرده شد ، ملاحظه بايد كرد كه اطراف منحرفست و ميانه معتدل . اينست نشانههاى مزاج معتدل و غير معتدل به حسب اصل خلقت ، و اگر اينها پيدا شود و در اصل نبوده باشد معلوم شود كه مزاج از اصل خود منحرف شده و به طبيعتى كه اينها دلالت بر آن كنند مايل شده و به حسب ميل تدبير اعتدال بايد كرد .
و نشانه خلطها به حسب گرمى و سردى و خشكى و ترى آن خلط در توان يافت يعنى :
* اگر خون كه گرم و تر است غلبه كند ، نشانههاى گرمى و ترى ظاهر شود ، با سنگينى بدن .
* و اگر صفرا كه گرم و خشك است غلبه كند ، نشانههاى گرمى و خشكى پيدا شود با تلواسه و اضطراب و گزندگى بدن ، با سنگينى كمتر از خون .
* و اگر بلغم كه سرد و تر است غلبه كند نشانههاى سردى و ترى پيدا شود با سنگينى بيشتر از خون .
* و اگر سودا كه سرد و خشك است غلبه كند ، نشانههاى سردى و خشكى و خيالات فاسد پيدا شود با سنگينى كمتر از بلغم و خون و بيشتر از صفرا .
هامش
( 1 ) . در اينجا نسخه ناخوانا است . كلمه منتن برداشت مصحح از كلمه مخدوش است .
( 2 ) . در نسخه « كمبود » آمده كه به « كمبو » تصحيح شد .