طيش : سبكسرى ، خفت عقل ، اضطراب
ع
عصر : فشردن و گرفتن آب ميوه و جزء آن را .
فشار
عناصر : جمع عنصر . رجوع كنيد به عنصر .
عنصر : اصل ، بن ، ماده ، جسم بسيط ، جسمى كه قابل تجزيه به عنصر ديگر نباشد .
عود : اسم جنس چوب و شاخ اشجار است و به اصطلاح اطبّا مراد چوب درختى است كه از جزاير چين و هند خيزد . در آخر دوم گرم و در سوم خشك و قاطع اقسام بلغم و در تقويت معده بىعديل و لطيف و مفتّح سدد و محلّل رياح و مقوّى دل و دماغ و جگر و حواس و اعصاب و احشاء . ( تحفه حكيم مومن )
غ
غاليه : اسم بوى خوشى است مركب از مشك و عنبر و جز آن به رنگ سياه كه موى را بدان خضاب كنند ؛ دارويى بسيار خوشبو كه در قديم به كار مىرفته و از تركيب مشك و عنبر و حصى لبان ( حسن لبه ) و روغن بان ساخته مىشود .
غذايى كه معهود باشد : غذاى شناخته شده ، غذايى كه از قبل مصرف مىكردهاند .
غمز : درخستن به دست و سخت افشردن .
( آنندراج ) . فشردن . مالش دادن . ماليدن . گاز گرفتن . دندان زدن . فروبردن سوزن و امثال آن .
( دزى ج 2 ص 227 ) .
غماز : فشارنده و جنباننده و به هيجان آورنده .
صيغه مبالغه است از غمز .
ف
فالج : استرخا و سستى و فروهشته شدن نيمى از بدن از سر تا پا .
فتق : شكافى كه در صفاق پيدا مىشود و نشانه آن اين است كه بيرونآمدگى در مراق شكم آدمى ظاهر مىگردد . زمانى كه بر پشت بخوابد و آن را به داخل بجهاند پنهان مىشود و هنگامى كه برخيزد برمىگردد .
فحم : زغال
فصد : رگ زدن .
فضله : باقيمانده چيزى .
فطانت : فطانة ، زيركى و هوشيارى .
فطن : باهوش ، زيرك ، دانا
فقاع : شراب خام كه از جو و مويز و جز آن سازند .
( منتهى الارب ) . فقاع از مشروبهاى گازدار بوده و در كوزه سنگين نگهدارى مىشده است . روى در كوزه را با پوستى مىپوشانده و محكم مىكردهاند و براى خنك ماندن در قليه يخ مىخواباندهاند و هنگام خوردن ، پوست در كوزه را با ميخى سوراخ مىكرده و فقاع را با گاز آن از سوراخ پوست درمىكشيدهاند . در مذاهب اهل سنت ، اين مشروب حرام نبوده و حتى در سالهايى كه ماه رمضان به تابستان مىافتاد روزه را با آن مىگشودند . ( تحفه حكيم مومن )
فلافلى : رجوع كنيد به معجون فلافلى .
فنجوش : معجون الخبث ، جهت بواسير و رياح آن و نيكو كردن گونه و تقويت احشاء و هاضمه نافع است و آن را فنجنوش نيز نامند . شيوه ساخت :
هليلج سياه ، آمله ، هليلج ، فلفل ، دارفلفل ، زنجبيل ، سعد ، شيطرج هندى و سنبل الطّيب از هريك ده مثقال ، تخم شبت و تخم گندنا از هر يك چهار مثقال و خبث الحديد مدبّر مجفّف به روغن بادام شيرين جوشانيده ده مثقال با سه وزن ادويه عسل بسرشند و اگر 2 مثقال با يك