جواب مىگوئيم كه : هر چند آدمى را في الجمله در گفتن و نوشتن فعلى چارهء و تدبيرى هست . اما آنچه به آن به عمل مىآيد اين چارهها و تدبيرها از صنعت كاملهء حق تعالى است و عطيّه اى است از خزاين رحمت او ، زيرا كه اگر خدا به آدمى زبان گويا ، و ذهن ادراككننده امور نداده بود مانند ساير حيوانات قدرت بر سخن نداشت ، و اگر كف و انگشتان كه آلت كتابت است به او نمىداد چگونه كتابت مىكرد چنانچه ساير حيوانات قدرت بر نطق و كتابت ندارند ، پس اصل اينها همه از فطرت حكيم قدير است و تفضّلى است كه بر خلق خود كرده است ، پس هر كه اين نعمتها را شكر كند ، ثواب مىيابد و هر كه كفران كند خدا بىنياز است از شكر عالميان و طاعت ايشان . ( 1 ) ( 2 )
[ تعليم علوم ]
تفكَّر كن اى مفضّل در آنچه قادر عليم راه علم آن را به مردم داده و
هامش
( 1 ) . نك : سورهء نمل ، آيه 40 .
( 2 ) . علامه عالى مقام مجلسى ( ره ) در بحار الانوار در ذيل اين فراز از كلام امام ( ع ) مىنويسد : سخن امام صادق ( ع ) در اينجا ، مشعر بر آن است كه بشر ، واضح لغتها و زبانها مىباشد .
استاد علامه طباطبائى - رضوان الله عليه - در تعليقهء خويش اضافه كردهاند : و مهمتر آن كه اين كلام امام ( ع ) دلالت بر آن دارد كه وضعها تعينى است نه تعيينى .
و همچنين آن بخش از حديث ، مشعر بر آن است كه اين لغتها و امثال آن ، امورى اعتبارى و قراردادى هستند كه بشر در زندگى خود به آنها نيازمند است .
بحار الانوار ، ج 3 ، ص 82 .