* مستحكمترين و مختصرترين اين تعاريف از نظر شيخ كدام تعريف است ؟
همان تعريفى است كه خود ايشان از استصحاب فرموده و آن عبارتست از : ابقاء ما كان ، يعنى حكم به بقاى چيزى كه قبلا بوده است .
* نكات قابل توجّه در اين تعريف چيست ؟
سه نكتهء اساسى و قابل توجّه در اين تعريف وجود دارد :
1 - كلمهء ابقاء است كه ابقاء يك شىء خود بر دو گونه است :
گاهى ابقاء واقعى است ، يعنى چيزى در واقع و نفس الأمر باقى است چه ما بدانيم يا نه و چه بخواهيم يا نه .
گاهى ابقاء ظاهرى است و تعبّدى ، بدين معنا كه در ظاهر ابقاء مىشود و لكن چهبسا به حسب واقع ابقائى در كار نباشد .
- اين ابقاء ظاهرى نيز خود بر دو نوع است : 1 - ابقاء عملى 2 - ابقاء حكمى
ابقاء عملى عبارتست از اينكه شخص مكلّف ، در مقام عمل به حالت سابقه ملتزم شود .
فى المثل : تا ديروز يقين داشت به وجوب فلان علم و آن را عملا انجام مىداد ، امروز در وجوب آن شكّ نموده است ، و لكن باز هم چون گذشته به آن عمل مىكند و به شكّ خود اعتنا نمىكند به نحوى كه گويا شكى براى او حاصل نشده است .
و ابقاء حكمى عبارتست از حكم به بقا ، منتهى حاكم به اين بقا :
الف : عند المتقدمين عقل بوده است و لذا آنها استصحاب را از ادلهء عقليّه به حساب مىآورند و مىگفتند : حكم عقل همان ادراك عقل است ، آنهم ادراك ظنى بقا حالت سابقه ، اين ادراك و يا دليل عقلى مستلزم استكشاف حكم شرع است .
ب : و امّا بنا بر ملازمهء مزبور عند المتأخرين شارع مقدس است آنهم به بركت اخبار لا تنقض است كه چنين حكمى را صادر فرموده است .
* مراد از ابقاء در تعريف استصحاب كداميك از اين دو ابقاء است ؟
همين ابقاء حكمى و يا حكم به بقا است .
2 - كلمهء ( ما ) است كه مراد از اين ماء موصوفه در تعريف يكى از دو امر ذيل است و لكن على سبيل منع خلوّ :
- يا مراد از آن خود حكم شرعى است مثل : وجوب ، حرمت ، و . . . كه ابقاء مىشوند .
- و يا مراد از آن موضوع حكم شرعى است ، مثل عدالت فلان شخص و يا حيات فلان بكر .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤