تشريح المسائل
* جهت يادآورى بفرمائيد وظيفهء يك مجتهد چيست ؟
تحقيق و تفحّص در حرام و حلال الهى است كه پس از اين تحقيقات :
1 - يا قطع به حكم شرعى پيدا مىكند 2 - يا ظن به حكم شرعى پيدا مىكند 3 - و يا شكّ در حكم واقعى براى او حاصل مىآيد .
و امّا در مقصد اوّل رسائل به احكام و مسائل حالت قطع پرداخته شد ، و در مقصد دوّم به بيان دستورالعملها و مسائل ظن گذشت ، شكّ نيز داراى مسائل و احكامى است كه در اين مقصد يعنى مقصد سوّم بدان پرداخته و بيان مىگردد .
* مقام اوّل بحث در مقصد سوّم در رابطهء با چه امرى بود ؟
مربوط به مواردى بود كه در شكّ ، حالت سابقه مورد ملاحظه واقع نمىشود و گفته شد كه اين موارد ، مجراى سه اصل برائت ، تخيير و احتياط است و احكام هريك تفصيلا بيان شد .
* مقام دوّم بحث در اينجا در رابطهء با چه امرى است ؟
در رابطهء با اصل استصحاب و محل اجراى آن است ، و به عبارت ديگر :
مربوط به مواردى است كه شكّ داراى حالت سابقهء يقينى است و اين حالت عند الحكم نيز مورد نظر واقع مىشود كه محل اجراى اصل استصحاب است .
* كلمهء استصحاب به لحاظ ساختارى چگونه است و معناى لغوى آن چيست ؟
مصدر باب استفعال بوده و به تصريح بسيارى از اهل لغت به معناى اخذ الشىء مصاحبا ، يعنى چيزى و يا كسى را به عنوان مصاحب و همراه گرفتن آمده است .
* آيا كلمهء استصحاب به همين معناى لغوى در اصطلاحات اصوليين نيز به كار رفته است ؟
بله ، فى المثل : در كتاب الصلاة فرمودهاند : استصحاب اجزاء حيوانات حرامگوشت در نماز مبطل نماز است كه مراد از استصحاب در اينجا اين است كه : اخذ و بكارگيرى اجزاء حيوانات حرامگوشت در لباس و پوشاك و به همراه داشتن آن به وسيله پوشيدن و يا . . . نماز را باطل مىكند .
* كلمهء استصحاب در اصطلاح علماى اصولى به چه معناست ؟
تعاريف مختلفى از آن شده است كه مرحوم شيخ به هفتتاى ان اشاره فرموده است كه دوتاى آن قابل توجّه بوده و توسط ايشان به دقت مورد بررسى قرار گرفته است و لكن ما بقى تعاريف هريك به يكى از اين دو تعريف بازمىگردند .