تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

باب دويّم در صبر است و آنچه ملحق به اوست

« صبر » در لغت ، حبس نفس راست از بيتابى و جزع در امورى كه ناگوار است و منع مىكند باطن را از اضطراب ، و ظاهر را از حركات غير عاديهء ناصواب و متنوع به سه نوع مىشود : اول ، صبر عوام است و آن حبس نفس است و خويشتندارى بر وجه چالاكى و اظهار ثبات و بيباكى در حوادث روزگار و خورسندند كه عوام از مردم صورت حالشان را پسنده دارند
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
« 1 » : « مىبينند ظاهرى از زندگانى دنيا را و ايشان از آخرت غافلانند . » دويّم ، صبر عبّاد و زهّاد است و پرهيزگاران و ارباب دانش تا به ثواب آخرت نائل شوند و ذخيرهء طاعت حاصل نمايند :
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 2 » : به درستى كه مزد ايشان بيرون از حساب ، كاملا داده مىشود . مترجم اين شعر را از مثنوى مولوى رومى در اين مقام مىنگارد :
صبر تلخ آمد و ليكن عاقبت * ميوهء شيرين دهد پر منفعت
سيّم ، صبر عارفانى است كه بسيارى از ايشان از آنچه ناگوار طبائع است لذتها مىبرند و آنچه را خداى عز و جل به آن مخصوص‌شان دارد ، به چشم رضا مىنگرند : و بشر
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
« 3 » : « بشارت رسان اى پيغمبر من صاحبان صبرى را كه
هامش
( 1 ) الروم / 7 . ( 2 ) الزمر / 10 . ( 3 ) البقره / 157 - 155 .