گفتم : آيا اسم او اميم است ؟ گفتند : آرى . گفتم : آيا فرزندى پيش از خود به خاك سپرده است ؟ گفتند : چهار فرزند . پس ايشان را از خواب خود مطلع نمودم و بسيار تعجب نمودند . « 1 » مترجم گويد : چنان مىرود كه اين بيت خالى از تصحيف نبوده باشد و اصل آن بدين لفظ است كه ثبت مىشود :
( انعم الله بالحبيب علينا و بمسراك يا اميم الينا ) چه ، اولا صنعت ترصيع علينا با الينا ، لفظا خالى از جهت تحسين نيست . ثانيا ربط علينا با نعم معنى خالى از تعسف و تكلّف فوق العاده نخواهد بود . تساوى تذكير و تأنيث در صيغهء فعيل هم رافع ايراد خواهد بود .
( و ) بقيع غرقد نام قبرستان مدينهء طيبه است ، چه ، غرقد نام درختى است خار دار كه اين گونه اشجار در آنجا بسيار بوده است .
و باز بر سر ترجمهء رساله مباركه مىرود و چه خوش گفته است يكى از افاضل :
عطيته اذا أعطى سرور * و ان سلب الذى اعطى اثابا
فاى النّعمتين أعدّ فضلا * و احمد عند عقباها ايابا
انعمته التى كانت سرورا * أم الاخرى التى جلبت ثوابا
عطاى الهى هنگامى كه مىبخشد ، مايهء شادمانى حيات و زندگانى است .
و هنگامى كه بازستاند ، عوضى بهتر ارزانى مىدارد .
پس كدام از دو نعمت را زياده شناسم ، و بازگشت آن نعمت را به خود سپاسى رانم .
نعمتى را كه در دنيا براى من نشاط خاطر است ، يا نعمت ديگر را كه در آخرت ذخيرهء ثواب وافر .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 82 : 122 .