نقل شده است كه چهار پادشاه - راى هند و خاقان چين و كسرى و قيصر - در مجمعى جمع شدند ، و همه بر مذمّت سخن گفتن و ستايش خاموشى متّفق گشتند .
يكى گفت من از آنچه گفتهام پشيمان شدهام ولى از آنچه نگفتهام پشيمان نشدهام .
و ديگرى گفت : هر گاه من سخنى گفتهام آن سخن مالك من شده است و مرا اختيارى بر آن نيست ، و هر گاه نگفتهام مالك آنم و اختيارش را دارم . سومى گفت :
از گويندهء سخن در عجبم ، زيرا اگر سخنش به خود او برگردد به او زيان مىرساند و اگر برنگردد سودى به او نمىرساند . چهارمى گفت : من به ردّ آنچه نگفتهام تواناترم از ردّ آنچه گفتهام .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 458
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٥٨