است و بايد منظور و مفهوم آن را به ژرفانديشى دريافت . اين بزرگمرد ، فضيلت و صفاى دل و آرامش ضمير به آدمى مىآموزد ، و او را به جهان نماز و نياز و عشق و ايثار راهى ميسازد .
اينك اى فرزند ، اين فرزانگان وارسته را در عالم خيال با نامداران تاريخ بشر مانند اسكندر و دارا و آتيلا و چنگيز و . . . بسنج كه « پنج روزى » در مقام « مير نوروزى » با خيانت پىگير و خون دل در تيره بختى حكم راندند و چندان كه توانستند بشر را به مغاك تيره روزى كشاندند بالجمله به حسرت نهادند و به حسرت مردند .
آيا ميخواهى از كداميك از اين دو گروه باشى ؟ از هم اكنون تصميم بگير و در آن صف كه مىپسندى در آى .
در محضر اين بزرگان واقعى ( بو حنيفه و شافعى درسى نكرد ) و نبايد ( از شافعى امثال اين مسائل را پرسيد ) .
اينان ، دل گرفتار تناقص را با فرهنگ پاكيزه بشر آشنا مىكنند و آرام مىبخشند .
درفش تاج تقوا را بر تارك فرزانگان ، سبكبار نشان مىدهند و دل صحّتمند را شيفته آن مىكنند .
فرزندم ، اين مردان گرانمايه ، پشتوانه انسانيت و سعادتند . اينان ، كوشاى نجات دادن غريقند نه در پى بدر بردن گليم خويش از موج حادثه . سخنان والاى اينان كه ناشى از نهاد پاكيزه و سرچشمه توحيد است ، بشر سرگردان در تيه خودپرستى و لذتجويى و سوداى زراندوزى و ستمگرى را سبكبار مىگرداند . و به مردم مىآموزند كه :
« به ايثار مردان سبق بردهاند ،
نه شب زنده داران دل مردهاند «
و مىفهمانند كه عبادت واقعى « به تسبيح و سجّاده و دلق نيست . » سيد فرزانه مىكوشد مردم را از روى حقيقت با يك ديگر همراز و همدل گرداند و چنان كند كه از روى معرفت خداى را بپرستند و مددكار يك ديگر باشند : « اگر از شما دينارى بربايند يا گم شود اندوهگين مىشويد و براى يافتن آن به جان مىكوشيد اما اگر ناكسان و نامردان مال كسان را تاراج كنند هيچ ناراحت نمىشويد ، اين چه همدردى و همكيشى است ؟ » فرزندم در جهان اسلام بسيار بودهاند و بسيار خواهند بود كه فقه و اصول و كلام و انساب و تاريخ اديان و قرآن كريم را با چهارده روايت بدانند ، و از آن ميان بسيار