تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
دهيم . آن روز آنان كفر ورزيده و نافرمانى رسول كرده بوده‌اند آرزو مىكنند كه اى كاش با خاك زمين يكسان بودند امّا از خداوند حديثى پنهان نتوانند كرد . و خداوند به آدم ( ع ) چنين وحى فرمود كه همانا روزگار تو سرآمد و دوران پيمبرى تو سپرى گرديد و پيمانه تو لبريز شد . پس پيمبرى و ارثيه پيمبرى و نام خداى بزرگ را به پسر خود « هبة الله » ( 1 ) واگذار ، چه ، من زمين را وانگذارم مگر با نشانه اى كه شناخته شود پس پيوسته پيمبران و اوصياى آنان آن را به ارث مىبرند ، پيمبران رفتند تا امر نبوت به من واگذار شد و من آن را به وصى خود على ( ع ) وامىگذارم و او نسبت به من بمنزله هارونست نسبت بموسى . و همانا كه على ( ع ) نيز آن را بفرزندان خود به ارث مىدهد ، زنده آنان از مرده آنان ارث مىبرد پس هر كس داوطلب رفتن به بهشت باشد البته بايد « على » و اوصياى او را دوست بدارد و به ولايت آنان اقرار كند و به فضيلت آنان تسليم باشد . كه آنان بعد از من رهبران مردمند و خداوند ، ادراك و علم را به آنان عطا مىفرمايد . آنان عترت من و از خون و گوشت منند . من از دشمن آنان ، از منكر فضائل و مقامشان و از هر كس صله مرا از آنان قطع كند بدرگاه خداى تعالى شكايت خواهم برد . پس ما اهل بيت ، خاندان و شجره نبوت و كان رحمت و نزولگاه و مرجع فرشتگان و موضع رسالتيم . مثل اهل بيت من در اين امّت همانند كشتى نوح است كه هر كس در آن نشيند از مرگ برهد و هر كس از آن تخلف ورزد غرق گردد .
هامش
( 1 ) مىگويند لقب ( شيث ) فرزند « آدم » ( ع ) ، ( هبة اللَّه ) بوده است ( م )