بخش 103
پس وقتى بزمانى رسيدى كه خداى جل جلاله ، اى فرزند اى محمّد ، ترا به كمال عقل مشرف فرمود و به تو چنان اهليتى داد كه با مجالست و گفتگو در ساحت اقدسش جل جلاله سرافراز گردى و به طاعت مقدس حضرتش وارد شوى تاريخ چنان هنگامى را نزد خود به ياد دارد و افضل اوقات جشن زندگانى خويش بشمار آر و همه ساله وقتى عمر مباركت به آن تاريخ رسيد خداى را از نو سپاس گوى و به پيشگاه واهب العقل بخشنده خرد كه ترا بشرف دين و دنيا رسانده است صدقات و خدمات تقديم كن .
و آگاه باش كه خواهرت ( شرف الاشراف ) را اندكى پيش از بلوغ فرا خواندم و چندان كه در خور توان او بود از تشريف رخصتى كه خداى جل جلاله به او عنايت فرموده تا به خدمت حق جل جلاله درآيد از كم و بيش بر او فرو خواندم و آن را در كتاب « البهجه لثمرة المهجه » ياد كردهام .
بخش 104
اگر به رحمت و عنايتى كه خداى جل جلاله مرا به آن خوگر فرموده است زنده بمانم ، روزى را كه تو بشرف تكليف الهى مشرفشده اى جشن خواهم گرفت ، و در آن روز اگر بر حسب سن و سال بالغ شده باشى يك صد و پنجاه دينار يعنى بابت هر سال ده دينار تصدق
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٣٢