درودى كه به رفيعتر منزلتى رساند و به حضرت قدس نزديك گرداند ، و بر خويشان و نزديكان و ياران و متابعان او كه أبرار عالماند و أخيار بنى آدم - رضوان اللّه تعالى عليهم أجمعين .
بدان كه بزرگتر مهلكات فرزند آدم را شهوت شكم است . و آدم و حوا را به سبب آن از سراى قرار « 5 » بيرون آوردهاند و به سراى مذلت و افتقار « 6 » فرستاده ، چه ايشان از « شجره » ممنوع بودند ، پس به غلبت شهوات كه موجب ظهور سوآت « 7 » ايشان شد آن را تناول نمودند . و شكم به حقيقت ينبوع « 8 » شهوتها و متبوع آفتهاست ، چه شهوت فرج و شدت حرص در مباشرت تابع شهوت شكم است ، و قوّت رغبت در مال و جاه تابع شهوت بطن و فرج ، چه در مطعوم و منكوح به واسطهء مال و جاه توسع توان نمود ، و انواع رعونت و فنون حسد و منافست تابع بسيارى مال و جاه ، و از آن آفت ريا و غايلهء تفاخر و تكاثر « 9 » و كبريا « 10 » متولد شود ، و آن به بدخواهى و كينهورى و دشمنايگى كشد ، پس به اقتحام بغى و منكر و فحشا انجامد . و آن همه ثمرهء اهمال معده است ، و آن چه از آن زايد از انباردگى سيرى . و اگر بنده نفس خود را به گرسنگى مذلّل كند و مجارى شيطان را بدان تنگ گرداند ، هر آينه فرمان خداى را به جاى آرد ، و در راه انباردگى و بىفرمانى قدم نگذارد ، و بدان نكشد كه دنيا را برگزيند و آخرت را بگذارد ، و يكبارگى به دنيا نگرايد ، و در تحصيل آن چندين تكالب « 11 » ننمايد .
و چون بزرگى آفت شهوت شكم تا بدين حد است ، واجب باشد شرح غوايل و آفات آن تا از آن بترسند ، و واجب است روشن كردن طريق مجاهده در آن ، و تنبيه بر فضيلت آن تا در آن رغبت نمايند . و همچنين شرح شهوت فرج ، چه آن تابع شهوت شكم است . و ما به عون حق تعالى آن را روشن گردانيم در فصلهايى كه جامع آن باشد :
بيان فضيلت گرسنگى ، پس فايدههاى گرسنگى ، پس طريق رياضت در شكستن شهوت شكم به تقليل و تأخير طعام ، پس بيان اختلاف حكمتهاى گرسنگى ، و فضيلت آن به اختلاف احوال مردمان ،
هامش
( 5 ) سراى قرار ، بهشت .
( 6 ) افتقار ، احتياج ، عجز ، سراى مذلت و افتقار ، زمين .
( 7 ) سوآت ، عورات ، زشتيها .
( 8 ) ينبوع ، چشمه .
( 9 ) تكاثر ، به بسيارى مال و قوم فخر فروختن و نبرد كردن .
( 10 ) كبريا ، غرور ، تكبر ، بزرگمنشى .
( 11 ) تكالب ، به هم برجستن ، شديد شدن حرص مردم بر دنيا چنان كه سگان را .