* غرض از عبارت ( و ما ذكره قدّس سرّه ) چيست ؟
نقل سخنان محقّق خوانسارى ( ره ) است در مسألهء استنجاء مبنى بر اينكه : گاهى شما حكم خدا را تفصيلا مىدانى لكن دچار شبههء موضوعيّه مىشوى بايد احتياط كنيد .
فى المثل :
- تفصيلا مىدانيد كه نماز ظهر و عصر بر شما واجب است لكن شك مىكنيد كه آيا نماز ظهر و عصرم را خواندهام يا نه ؟
اين شبههء موضوعيه است و لذا بايد احتياط كنى ، چرا كه اشتغال يقينى ، برائت يقينيّه مىخواهد . پس : مادامىكه وقت باقى است ، بايد نماز را اتيان كنى .
- يا تفصيلا مىدانى كه شارع فرموده : أتموا الصّيام حتّى ذهاب حمرة المشرقيّة . لكن بخاطر ابرى بودن هوا ، دچار شبهه مىشوى كه ذهاب حمرة شده است يا نه ؟ اين هم شبههء موضوعيّه است و لذا بايد احتياط كنى و شروع به افطار و يا نماز مغرب نكنى .
2 - لكن گاهى حكم خدا مجمل است و شبهه حكميّه است و نه موضوعيّه ، لكن قرينه داريم بر اينكه شارع از روى عمد ، مجملگوئى كرده است .
فى المثل فرموده : حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى ، و در اجمال اين مطلب تعمّد داشته است .
در چنين جائى بايد احتياط كرده ، هم ظهر را بجا آورد ، هم عصر را و يا در مسئله افطار بايد تا ذهاب حمرهء مشرقيه صبر نموده و افطار و يا نماز را به تأخير انداخت .
* معناى تعمّد چيست ؟
اينست كه : در چنين مواردى علم تفصيلى شرط نيست .
پس : در دو جا احتياط واجب است :
1 - يكى آنجا كه تكليف را تفصيلا مىدانى لكن دچار شبههء موضوعيّه مىشوى .
2 - يكى آنجا كه شارع اجمالگوئى كرده و بر اين اجمال هم تعمّد داشته است .
* مراد از عبارت ( و أمّا إذا لم يكن كذلك ، بل ورد نصّ ) چيست ؟
اينست كه :
1 - اگر منشا شبهه تعارض نصّين بود ، مثلا : نصّى گفته ظهر واجب است و نصّى گفته جمعه واجب است .
2 - و يا اگر منشا شبههء فقدان نصّ بود ، به نحوى كه نصف امت گفتهاند ظهر واجب است ، و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦١