[ 831 ] 5 . كتاب في الخضابة المسوّدة للشعر [ 5618 ]
( ابن ابى اصيبعه ، 1 / 215 ؛ روزنتال ، همان ، ص 126 ) .
128 / ثابت بن قرّه / 2131
ت : 221 ه / 836 م ، د : 288 ه / 901 م . به عقيدهى ابن جلجل ( 1 / 75 ) مورّخ طب ، كه در حدود يك قرن پس از ثابت مىزيست ، ثابت بن قرّه را بايد بيشتر فيلسوف شمرد تا طبيب . امّا ابن ابى اصيبعه ( 1 / 215 ) داورى ديگرى دارد و وى را هم در عرصهى طب و هم در قلمرو ساير علوم طبيعى و نيز در فلسفه ، « در عصر خود بىنظير » مىخواند . از آثار طبى وى كه به دست ما رسيده تنها كتاب الذخيرة چاپ انتقادى شده است . ما نگاه اجمالى به مندرجات آن را مديون مايرهوف هستيم كه ، بههرحال ، در اين مقام وارد بحث جايگاه اين اثر در تاريخ طب عربى نمىشود . البته وى اهميت درمان آبله و سرخك « 1 » را يادآور مىشود كه مؤلف ظاهرا قبل از رازى دربارهى آنها كتاب نوشته است . به احتمال زياد ثابت نيز همچون حنين بن اسحاق خود را ويرايشگر و مفسّر طبّ جالينوسى مىدانست . ولى ، در هر حال ، وى بر خلاف حنين به ساير پزشكان پيش از اسلام و مسلمانان نيز استناد مىجست و ، اين نكته از نظر اجمالى مايرهوف برمىآيد . وى مثلا به تياذق ، آهرون ، حارث بن كلده ، منكه ، يوسف الساهر نيز ارجاع مىدهد . مثلا قرصى را به نام « قرص البرمكى » تجويز مىكند ( نك : مايرهوف ، در :
Isis
، 14 / 1930 م / 68 ) . از آن گذشته مايرهوف بر اهميت فصل هجدهم در باب حاملگى و نازايى تأكيد مىكند « 2 » .
منابع : ووستنفلد ، پزشكان عرب ، ش 81 ؛ لكلر ، 1 / 172 - 168 ؛ بروكلمان 1 / 217 ؛ نويبورگر ، 2 / 205 .
آثار :
[ 832 ] 1 . الذخيرة في علم الطبّ [ 5619 ]
تقديم به سنان ، پسر ثابت . بر پايهى گزارش ابن قفطى ( حكماء ، 120 ) به نظر ابو الحسن ثابت بن سنان ( د : 365 ه / 976 م ) ، نوادهى ثابت بن قرّه ، گويا نياى وى مؤلف اين كتاب نبوده است . با در نظر گرفتن اينكه رازى در كتاب الفاخر خود از اين كتاب نقل قول مىكند و وجود نقلقولهاى وى را هم
هامش
( 1 ) . « مهمترين بخش اين فصل دربارهى آبله و سرخك ( " جدرى " ، " حصبه " ) است و به نظر مىرسد كه قبل از توصيف مشهور و كلاسيك رازى از آن دو باشد . بيمارى آبله نزد پزشكان بزرگ يونانى ناشناخته بود و احتمالا ، براى نخستين بار ، توسط مؤلفان سريانى يا يونانيان متأخر تشريح شده بود » ( همانجا ، ص 72 ) .
( 2 ) . « قسمتى بسيار مهم براى شرقىها دربارهى حاملگى و عقيمى است . نظريهى خشكى و رطوبت مزاج سهمى بزرگ در اين مورد دارد . يكى از دلايل اصلى عقيمى توسط آزمايشى كه هنوز در بعضى كشورهاى غربى و سرزمينهاى شرقى صورت مىگيرد روشن مىشود : شوهر و زن بر روى كاهو يا كدو حلوايى تازه ادرار مىكنند ، هريك از آنها كه خشك شود سبب عقيمى را مىشناساند ! » ( همان ، ص 68 ) .