بدين سان ، صحيح است كه بگوييم : وجود اسلام از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم است و بقا و ادامهاش از حضرت على عليه السلام بود ؛ بنابراين فضيلت بقا و تداوم اسلام از آنِ خداوند و حضرت على عليه السلام است .
عبّاسى گفت : اگر بپذيريم كه گفتار شما درست است و « عمر » اشتباهكار و غاصب بوده است و دين را تغيير داده و تبديل كرده است ، پس چرا از « ابابكر » بدتان مىآيد ؟ !
علوى فرمود : از او نيز به سبب چندين جهت بدمان مىآيد :
1 - رفتارى كه با فاطمهء زهرا عليها السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و سرور زنان جهان داشت .
2 - در مورد زناكار جنايتكار - خالد بن وليد - اجراى حدّ نكرد .
شاه با شگفتى پرسيد : آيا خالد بن وليد ، جنايتكار بود ؟ !
علوى فرمود : آرى !
شاه گفت : جرمش چه بود ؟
علوى فرمود : جرمش اين بود كه « ابوبكر » او را نزد يار ارجمند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم - مالك بن نويره - فرستاد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بشارت بهشت را به او داده بود . . . . . .
مالك كه بيرون از مدينه بود - با ديدن خالد كه به
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص٦١