دو در آتشند ؟ !
پادشاه با شگفتى تمام پرسيد : آيا تمام سخنان علوى صحيح است ؟
وزير سكوت كرد و چيزى نگفت .
عبّاسى و همفكرانش نيز ساكت شده و سخنى نگفتند .
چه بگويند ؟ آيا راستش را بگويند ؟ . . . . . آيا گمان مىكنى اعتراف به حقيقت يك امر آسان و ساده است ؟
هرگز . . . اين كارى بس دشوار است ؛ زيرا لازمهاش كنار گذاشتن تعصّب جاهلى و مخالفت با هواى نفس است ، و مردم پيروان هواى نفسند و از باطل پيروى مىكنند ، مگر عدّهء بسيار اندكى كه مؤمناند .
سيّد علوى پردهء سكوت را دريد و فرمود :
اى پادشاه ! وزير و عبّاسى و تمام عالمانى كه در اينجا هستند درستى سخن مرا مىدانند و از حقيقت گفتارم آگاهند ؛ و اگر اينها هم بخواهند انكار كنند در بغداد عالمانى هستند كه بر درستى سخن من و حقيقت آن گواهى بدهند . از سويى ، در گنجينهء كتابهاى اين مدرسه ( نظاميّه ) كتابهايى وجود دارد كه درستى گفتار مرا تأييد مىكنند و مدارك و مصادر معتبرى هست كه به طور آشكار درستى و حقيقت سخنان مرا تأييد مىكند .
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص٣٩