مىدهيم و پى مىبريم كه حق با كدام طرف است ؛ و اگر حق با سنّيان بود شيعيان را با حكمت و پند شايسته دعوت به حق مىكنيم و با ثروت و مقام آنان را به سوى خود جذب مىكنيم ، همانگونه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با كافران رفتار كرد تا دلهايشان را به سوى اسلام بياورد ، و با اين كار خدمت بزرگى به اسلام و مسلمانان مىكنيم .
وزير گفت : اين نظر پسنديدهاى است ، ليكن من از اين گردهمايى در هراس هستم .
پادشاه پرسيد : ترس براى چه ؟
وزير پاسخ داد : مىترسم كه شيعيان پيروز شده و دليلهايشان بر ما چيره شود و مردم به شكّ و شبهه گرفتار شوند .
شاه گفت : مگر اين امكان دارد كه شيعيان پيروز شوند ؟ !
وزير گفت : آرى ! زيرا شيعه دليلهاى محكم و برهانهاى برّان از قرآن و احاديث شريف بر درستى مذهب خويش دارند و عقايدشان را اثبات مىكنند .
پادشاه با پاسخ وزيرش قانع نشد و گفت : بايد عالمان هر دو طايفه را احضار كنيم تا حق براى ما آشكار گردد و حق را از باطل تشخيص بدهيم .
بالاخره وزير يك ماه فرصت خواست ، ليكن
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص١٢