روزى با دوست خود ابو العباس [ 1 ] ابن شعيب كاتب سلطان ابو الحسن گفتگو ميكردم و او در روزگار خود در زبان شعر عرب بصيرت كامل داشت و سرآمد اديبان بود .
و اين مطلع قصيدهء ابن النحوى را [ 2 ] براى او خواندم و نام شاعر را ياد نكردم :
هنگامى كه بر خرابههاى منزل « يار » ايستادم ، ندانستم ميان نشانههاى تازه و كهنهء آن چه تفاوتى است [ 3 ] ، وى ( ابو العباس ) بيدرنگ گفت : اين شعر از فقيهى است گفتم : از كجا دانستى ؟
گفت : از اين گفتار او : « ما الفرق ؟ » چه تفاوتى است ؟
چه اين جمله از تعبيرات فقيهان است و از اسلوبهاى زبان عرب به شمار نمىرود . گفتم :
رحمت خدا بر پدرت باد : اين شعر از ابن النحوى است . اما نويسندگان و شاعران بر اين شيوه نيستند ، زيرا آنها آثار منتخب را حفظ ميكنند و در سخنان عرب ( فصيح ) و اسلوبهاى نگارش عربى به ممارست ميپردازند و سخنان نيكو و شيوا را برميگزينند .
روزى با دوست خويش ابو عبد الله بن خطيب وزير ( سلسلهء بنى احمر ) [ 4 ] از سلاطين اندلس گفتگو ميكردم و او در شعر و نويسندگى سرآمد بود . گفتم : هر وقت بخواهم شعر بسرايم اين امر را دشوار احساس ميكنم با اينكه در شعر بينائى دارم و سخنان نيكو و برگزيدهاى از قرآن و حديث و برخى از سخنان عرب ( قديم ) را حفظ كردهام هر چند محفوظات من اندك است ، ولى من ( و خدا داناتر
هامش
[ 1 - ) ] ابو العباس احمد بن شعيب در ادبيات و علوم عقلى و طب شهرت فراوان داشت و در دستگاه دولت مرينى در روزگار سلطان ابو سعيد و سلطان ابو العباس رئيس ديوان رسائل بود و در تونس بسال 749 ه ( 1349 - 1348 ) به مرض طاعون درگذشت .
[ 2 - ) ] ابو الفضل يوسف مكنى بابن النحوى در قرن پنجم هجرى ميزيسته و با غزالى معاصر بوده است .
[ 3 - ) ]لم ادر حين وقفت بالاطلال * ما الفرق بين جديدها و البالى .[ 4 - ) ] در چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست .