شعر چيزى است كه شاعر كژيهاى صدرهاى آن را راست و اصلاح كند .
و با تهذيب اساس متون آن را استوار سازد ، قسمتهاى پراكندهء آن را ببيند و بوسيلهء اطناب آنها را فراهم آورد و به يارى ايجاز ديدگان بىنور « قسمتهاى مبهم » آن را باز كند .
و معانى نزديك بفهم و دور از ذهن آن را گرد آورد و ميان قسمتهاى پيچيده و روان آن پيوند ايجاد كند .
و هر گاه بمدح بخشندهء بزرگوارى بپردازد و بخواهد حق دين او را با سپاس - گزارى ادا كند بايد او را بسخنان گرانبها و استوار بستايد .
آن وقت شعر وى در سياق اصناف آن جزل و روان و در برابر شيوهها و فنون آن سهل خواهد بود .
و هر گاه شاعر بخواهد بر ديار و اهل آن گريه و زارى كند بايد چنان غمگينان را متأثر سازد كه اشك آنان را جارى كند .
و اگر بخواهد از امر مشكوكى بطور كنايه تعبير كند بايد آشكار و نهان آن را پديد آورد . چنان كه شنونده شكهاى خود را با اثبات و گمانهاى خود را با يقين درآميزد [ 1 ] .
و هر گاه بخواهد دوستى را كه مرتكب لغزش و خطائى شده است ، سرزنش كند بايد در عتاب خود خشونت را با نرمى درآميزد .
چنان كه او را به نرمخوئى و گذشت خود مأنوس سازد و از اندوههاى سخت و شديدى كه بر اثر خطا به انسان دست ميدهد برهاند و مطمئن كند .
و هنگامى كه شاعر دوست خود را از دست بدهد چنان كه به علت اشعار زننده و فتنهانگيز او را ترك گويد بايد او را بسخنان نرم و مهرآميز تسخير كند و ويرا
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » قطعهء ناشى در اينجا پايان مىيابد . و بقيهء اشعار از چاپ پاريس ترجمه شد .