آغوش توانگرى و ناز و نعمت جاى گيرند . [ 1 ] يا بارندگى را براى نشانههاى خانهء ويرانه از برق درخواست كند مانند :
اى برق ! بر فراز خانهاى كه در ابرق [ 2 ] است پديد آى . و ابر را بر آن خانه آنچنان بران كه شتربان شتران را با سرود ميراند [ 3 ] .
و مانند اينكه هنگام حادثهء مصيبت بار شاعر مرثيه گوى از ديگران درخواست گريستن مىكند چون :
چنين است كه بايد اين امر را بزرگ شمرد و اين پيش آمد را اندوهبار دانست و براى ديدهاى كه اشكبار نشود هيچ بهانهاى نيست [ 4 ] .
يا حادثهاى را بزرگ جلوه ميدهد بدينسان :
آيا ديدى چه كسى را بر روى تختهها « تابوت » « بگورستان » بردند ؟
[ آيا ديدى چگونه شمع محفل خاموش شد ؟ ] [ 5 ] يا شاعر به علت فقدان عزيزى موجودات بيروح جهان را در مصيبت شركت مىدهد مانند :
سبزهزارهاى خرم ! ديگر شما را نگهبان و چرانندهاى نيست ، زيرا چنگال مرگ آن مرد جنگى و دلاور را درربود . [ 6 ] يا جماداتى را كه در مرگ عزيز شاعر مصيبتزده نشدهاند مخاطب قرار ميدهد و بانكار عمل آنها آغاز مىكند ، چنان كه خارجية گويد :
اى درخت خابور چگونه ترا پربرگ « و سرسبز » مىبينيم ؟ گويا تو بر مرگ
هامش
[ 1 - ) ]أسقى طلولهم اجش هزيم * و غدت عليهم نضرة و نعيم .[ 2 - ) ] ابرق ( بفتح همزه و راء ) منزلى از بنى - عمرو بن ربيعه ( لغت نامهء دهخدا ) .
[ 3 - ) ]يا برق طالع منزلا بالابرق * واحد السحاب لها حداء الابنق .در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « ك » اينق و در چاپ « پ » و نسخهء ديگر انيق است .
[ 4 - ) ]كذا فليجل الخطب و ليفدح الامر * و ليس لعين لم يفض ماؤها عذر[ 5 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » و اصل بيت اين است :أ رأيت من حملوا على الاعواد * [ أ رأيت كيف خبا ضياء النادى ] .[ 6 - ) ]منابت العشب لا حام و لا راع * مضى الردى بطويل الرمح و الباع .