يافته است . و همين امر چنان كه گفتيم براى او به منزلهء پردهاى مىباشد كه مانع پيشرفت اوست . و اين موضوع در ميان كليهء ملتهائى كه به زبان عربى سخن نمى - گويند مانند ايرانيان و روميان و تركان و بربرها و فرنگان و ديگر اقوام غير عربى عموميت دارد .
و در اين امر نشانههائى براى كسانى است كه مىانديشند . [ 1 ]
فصل 37 در دانشهاى زبان عربى
دانشهاى زبان عرب داراى چهار ركن است كه عبارتند از : لغت ، نحو ، بيان و ادب . و شناختن آنها براى اهل شريعت ضرورى است ، زيرا مأخذ كليهء احكام شرعى از كتاب و سنت است كه به زبان عرب مىباشد و صحابه و تابعان كه ناقلان آنند نيز عرباند و شرح مشكلات آنها هم به لغت آن قوم است و بنابر اين كسى كه بخواهد علم شريعت را فرا گيرد ناگزير بايد دانشهاى متعلق به زبان عرب را بياموزد و آن علوم در استوارى زبان به نسبت تفاوت آنها در ايفاى كلام مختلف است . و براى روشن شدن اين نكته كافى است كه ما آنها را يكايك و فن به فن ياد كنيم و آنچه مسلم است اين است كه مهمترين و مقدم بر همهء آنها علم نحو است ، زيرا بدين دانش اصول مقاصد از راه دلالت الفاظ آشكار ميگردد و فاعل از مفعول و مبتدا از خبر باز شناخته مىشود و اگر اين دانش نمىبود اصل افادهء « سخن » نامعلوم ميماند . و حق اين بود كه علم لغت مقدم بر همهء اين دانشها باشد ، ولى بيشتر اشكال و صور لغوى بر همان موضوعى كه براى آن وضع شدهاند باقى هستند و تغييرى به آنها راه نمىيابد ، بخلاف اعراب ( حركات ) دلالت كننده بر اسناد و مسند و مسند اليه كه بسبب
هامش
[ 1 - ) ] اشاره به : في ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ 16 : 69 . س : 16 ( النحل ) آ : 71 و در نسخهء خطى « ينى جامع » بجاى يتفكرون ( للمتوسمين ) است .