بدان توجه دارند .
و اما خطوط عربى و عبرى بدان سبب مورد عنايت هستند كه قرآن و تورات بزبانهاى مزبور نازل گرديده و به آن خطوط نوشته شدهاند و چون دو خط مزبور وسيلهء تعبير و بيان آيات نازل شدهء آن دو كتاب قرار گرفتند از اين رو نخست به تنظيم آنها همت گماشتند و آنگاه اصول و قواعدى كه براى تعبير از زبان تنظيم شده بود به همان شيوه بسط و توسعه يافت و مردم آنها را براى فهميدن شرايعى كه پيروى از آنها واجب بود از آن كلام ربانى فرا گرفتند و علت توجه به زبان لاتينى اين بود كه چون روميان به كيش مسيحى گرويدند و زبان آنان لاتينى بود و چنان كه در آغاز كتاب ياد كرديم تعاليم آئين مسيح يكسره از تورات بود از اين رو كتاب مزبور و ديگر كتب پيامبران بنى اسرائيل را به زبان خويش ترجمه كردند تا احكام دينى را به آسانترين روشها از آن اقتباس كنند و در نتيجهء توجه به زبان و خط خودشان از ديگر زبانها و خطوط بيشتر و استوارتر گرديد .
پس معلوم شد كه بجز خطوط ياد كرده خطوط اقوام ديگر مورد اهميت و توجه قرار نگرفته است ، بلكه هر ملتى بر حسب اصطلاحات مخصوص به خود داراى خطى است كه تنها متعلق به خود آن قوم است و ملل ديگر بدان توجهى ندارند .
گذشته از اين مؤلفان مسائلى را كه در تأليفات مورد توجه قرار مىدهند در هفت مقصد منحصر كردهاند و تنها آنها را شايستهء اعتماد ميدانند و بجز مقاصد مزبور را فرو گذاشتهاند و آنها عبارتند از :
1 - استنباط يك دانش نوين بدينسان كه موضوع آن را بدست آورند و ابواب و فصول آن را تقسيم كنند و دربارهء مسائل آن به تحقيق و تتبع پردازند يا بعبارت ديگر دانشمند محقق در ضمن تحقيقات خود مسائل و مباحث نوينى استنباط كند و بكوشد كه آنها را به ديگران هم برساند تا سود بردن از آنها تعميم يابد و بنابر اين نتيجهء تحقيقات و استنباطات خود را بوسيلهء نوشتن در كتاب بيادگار
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 1122
مساهمون: ابن خلدون
ص١١٢٢