مىنامند . و استخراج مواضع ستارگان را در اوقات مفروض تعديل و تقويم ميخوانند .
و مردم در اين باره خواه متقدمان و خواه متأخران بتأليف فراوان دست يازيدهاند مانند البتانى و ابن الكماد . و متأخران تا اين روزگار هم در مغرب به زيجى اعتماد ميكنند كه منسوب به ابن اسحاق [ 1 ] بوده است و گمان ميكنند كه ابن - اسحاق در اين زيج بر رصد اعتماد كرده است چون مردى يهودى كه در صقليه ( سيسيل ) ميزيسته و در هيئت و تعاليم ماهر بوده و به رصد توجه داشته است آنچه را دربارهء احوال كواكب و حركات آنها كشف ميكرده نزد ابن اسحق ميفرستاده است .
از اين رو مردم مغرب به زيج ابن اسحاق عنايت داشتند چه مبناى آن بر حسب گفتههاى او استوار بود . و اين زيج را ابن البنا در لوحهء ديگرى تلخيص كرد و آن را به ( المنهاج ) ناميد . و چون اعمالى كه در آن انجام شده بود بسيار آسان بود مردم شيفتهء آن شدند و تنها به مواضع ستارگان نسبت به آسمان نياز داشت تا احكام نجومى بر آن مبتنى شود و احكام نجوم شناختن آثارى است كه بسبب اوضاع آنها در عالم انسان آثارى حادث مىشود از قبيل تغييرات ملتها و دولتها و مواليد بشرى و ديگر كائنات چنان كه در آينده اين موضوع را نيز بيان خواهيم كرد و ادلهء آنان را در اين باره توضيح خواهيم داد ، انشاء الله تعالى . [ 2 ]
فصل 17 در علم منطق
و آن قوانينى است كه بدان ميتوانيم با حدود معرف [ 3 ] ماهيتها و حجتهاى
هامش
[ 1 - ) ] از منجمان تونس در آغاز قرن هفتم . چاپهاى مصر و بيروت .
[ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت اين عبارت نيز در آخر فصل اضافه شده است :
« و خدا توفيق دهندهء كسانى است كه آنان را دوست ميدارد و از آنان خشنود است . معبودى جز او نيست » ولى عبارات مزبور در نسخهء خطى « ينى جامع » نيز ديده نميشود .
[ 3 - ) ] كلمهء معرفه در چاپ پاريس بغلط معروفه است در صورتى كه در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت « معرفه » است .