همانا مايهء روزى و قوت مردم است و هر گاه كشتزارهاى شهر بدان نزديك باشد روزى اهالى سهلتر و زودتر بدست خواهد آمد .
نكتهء ديگر درختهاى فراوان براى سوختن و به كار بردن در ساختمانهاست ، زيرا هيزم از نيازمنديهاى عمومى است كه براى سوخت و پخت و پز به كار ميرود و چوب نيز براى سقف بنا و بسيارى از ضروريات ديگر بسيار مورد نياز است و گاهى هم در نظر ميگيرند كه شهر به دريا نزديك باشد تا از طريق دريا بهتر بتوانند نيازمنديهاى خود را از شهرهاى دور بدست آورند و ارتباط آنان آسانتر شود ولى اين امر از لحاظ اهميت مانند نكتهء نخستين نيست . و كليهء اين نكات بر حسب اختلاف و تفاوت نيازمنديها و ضروريات ساكنان شهرها متفاوت است . و گاهى هم بنيان گذاران شهرها از حسن انتخاب جايگاه شهر غفلت ميكنند يا تنها امورى را مراعات مىكنند كه مهمتر براى خود آنان باشد و نيازمنديهاى ديگران را به ياد نميآورند .
چنان كه تازيان در آغاز اسلام شهرهايى را كه در عراق و ( حجاز ) [ 1 ] و افريقيه بنيان نهادند در بناى آنها تنها نكاتى را مراعات كردند كه در نظر خودشان مهمتر بود از قبيل چراگاههاى شتران و درختان مخصوص علوفهء آنها و آب شور ، و به هيچ رو وضع آب شهر و كشتزارها و حوايج سوخت ( هيزم ) و چراگاههاى ديگر چارپايان اهلى و ديگر نيازمنديهاى عمومى را مراعات نكردند مانند شهرهاى قيروان و كوفه و بصره و سجلماسه و نظاير آنها ، و به همين سبب شهرهاى مزبور به ويرانى نزديكتراند زيرا امور طبيعى در بنيان گذارى آنها مراعات نشده است .
فصل [ 2 ]
و از نكاتى كه در شهرهاى ساحلى درياها مراعات مىشود اين است كه بايد آنها
هامش
[ 1 - ) ] از دسلان
[ 2 - ) ] بجز در نسخهء « ب » و « پ » و « ينى » در بيشتر چاپها « فصل » نيست .