و برخى از كسان در تواتر طرق روايت آنها اختلاف كردهاند ، زيرا بعقيدهء آنان قرائتهاى مزبور كيفياتى براى اداى حروف است و آن هم منضبط نيست . ليكن اين مخالفت آنان قدح بر تواتر قرآن نيست ، ولى بيشتر قراء آن رأى را نپذيرفته و معتقد به تواتر آنها هستند و گروه ديگرى به تواترى جز اداى حروف مانند :
مد و تسهيل قائلند ، زيرا بر كيفيت آن با شنيدن نميتوان واقف شد و اين نظر صحيح است .
و قاريان دير زمانى اين قرائتها و روايت آنها را سينه به سينه نقل مىكردند تا هنگامى كه علوم نوشته و مدون شد ، آن وقت اين قسمت را هم در زمرهء علوم تدوين كردند و صناعت مخصوص و دانش مستقلى بشمار رفت و مردم آن را در مشرق و اندلس سينه به سينه نقل ميكردند تا آنكه در خاور اندلس مجاهد كه از موالى عامريان بود بفرمانروائى رسيد و از ميان فنون قرآن بدين فن توجه خاصى مبذول ميداشت زيرا مولايش منصور بن ابى عامر او را به همين منظور برگزيد و در آموختن قرائت به وى كوششى بسزا مىكرد و او را نزد گروهى از ائمهء قاريان كه در درگاه وى بودند مىآورد از اين رو بهرهء وافرى در اين فن بدست آورد از آن پس منصور او را بفرمانروايى دانيه [ 1 ] و جزاير شرقى [ 2 ] برگماشت . مجاهد در آن نواحى بازار فن قرائت را رونق داد ، چه از پيشوايان آن فن بشمار ميرفت از اين رو كه توجه و عنايت خود را بهمهء دانشها و بويژه به فن قرائت بسيار مبذول ميداشت . چنان كه در روزگار او ابو عمر و دانى ظهور كرد و آن فن را بمرحلهء كمال رسانيد و شناختن آن منحصر به وى شد و اسنادهاى آن بروايت وى منتهى گرديد و كتب بسيارى در اين فن تأليف كرد و مردم بتأليفات وى اعتماد كردند و از ديگر كتب رو گردان شدند و از ميان تأليفات وى بيش از همه به كتاب « التيسير » اعتماد كردند .
آنگاه در اعصار بعد ابو القاسم ابن فيره از مردم شاطبه [ 3 ] پديد آمد و بر آن
هامش
[ 1 - ) ]Denia[ 2 - ) ] مقصود جزاير بالئارLesBaleares[ 3 - ) ]Xativa