تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
است . و گاهى بر جايگاه شكاف يا الصاق علامتى ميگذارند تا بسبب آن مطمئن شوند كه كسى نامه را نميگشايد و بر مطالب آن آگاه نميشود ، چنان كه مردم مغرب بجايگاه شكاف تكهء مومى ميچسبانند و آن را با خاتمى كه علامت مخصوص نامه‌ها بر آن حك شده است مهر ميكنند و در نتيجه علامت مزبور بر روى موم نقش مىشود . و شيوهء دولتهاى قديم مشرق نيز چنين بود كه بر محل الصاق نامه مهرى ميزدند و بر آن مهر نشانه‌هائى حك ميكردند و آن را در گل سرخ محلولى كه براى همين منظور آماده ميساختند فرو ميبردند و آنگاه مهر را بر نامه ميزدند نشانه‌هاى مزبور بر روى آن پديد ميآمد . و اين گل در دولت عباسى به « طين ختم » [ 1 ] معروف بود و آن را از سيراف [ 2 ] ميآوردند و چنين به نظر ميرسد كه آن مخصوص به شهر سيراف بوده است . پس اين خاتم كه عبارت از همان علامت نوشته يا حك شده براى استحكام و بستن نامه‌هاست مخصوص بديوان نامه‌هاست و وظيفهء مزبور در دولت عباسى اختصاص بوزير داشت . بعدها از نظر عرف اين رسم تغيير كرد و دولتها آن را به كسانى اختصاص دادند كه كارنامه فرستادن و ديوان نويسندگان بر عهدهء آنان بود . آنگاه در دولتهاى مغرب انگشترى را از نشانه‌ها و زيورهاى خاص پادشاهى ميشمردند و از اين رو انگشترى را در نهايت زيبايى از زر ميسازند و آن را به نگين‌هاى ياقوت و فيروزه و زمرد مرصع مىكنند . و بر حسب عرف و رسوم آن سرزمين سلطان آن را بعنوان زيور و نشان خاص پادشاهى در انگشت مىكند چنان كه در دولت عباسى برده [ 3 ] و چوبدستى [ 4 ] و در دولت عبيديان ( فاطميان ) سايبان يا شادروان از نشانها و زيورهاى خاص سلطان بشمار ميرفت و خدا بفرمان خود گردانندهء امور است .
هامش
[ 1 - ) ] رجوع به حاشيهء ص 342 شود . [ 2 - ) ] شهريست در ساحل خليج فارس بسيار گرم ، صاحب حدود العالم آن را بارگاه پارس خوانده است رجوع به اعلام منجد و حدود العالم شود . [ 3 - ) ] برده ( بضم ب فتح د ) جامهء مخطط و گليم سياه چهار گوشه كه عرب آن را در خود پيچد . [ 4 - ) ] چوبدستى يا قضيب از يادگارهاى حضرت رسول بود كه خلفا آن را بعنوان نشانى عالى در مراسم بدست مىگرفتند و برده نيز از يادگارهاى پيامبر اسلام است و آن ردايى بود كه پيامبر به كعب بن زهير شاعر عطا فرمود و بعدها بدست خلفاى اموى افتاد و از او بعباسيان و سرانجام به سلطانان عثمانى رسيد .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 509 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى