كسانى كه قرائت را از او آموختند و در پارهاى از حروف با او مخالفت كردهاند : ابو عبيد قاسم بن سلام . نصير بن يوسف ، احمد بن جبير « 1 » قارى شام ، ابو توبه ميمون بن حفص ، على بن مبارك لحيانى « 2 » هشام نحوى نابينا ، ابو ذهل احمد بن ابو ذهل و صالح بن عاصم ناقط . و اين شخص بر كسائى قرائت نداشته ولى از او آموخته بود ، يحيى بن آدم نيز رواياتى از قرائت كسائى دارد كه چندان زياد نيست .
نام كتابهائى كه علما در قرائت كسائى تأليف كردهاند
كتاب ما خالف الكسائى فيه ( حمزة ) . تأليف ابو جعفر ( محمد ) بن مغيره . كتاب قرائت . از مغيرة بن شعيب تميمى . كتاب قرائت . از ابو مسلم عبد الرحمن بن واقد واقدى .
كتاب حروف الكسائى از سورة بن مبارك « 3 » و كتاب معانى القرآن از اوست .
نام قاريانى كه از خود قرائتى داشتند و نسب آنان
از مردمان مدينه
عبد اللّه بن عباس بن ابو ربيعه مخزومى ، در طبقه اول ، از مردم مدينه و از تابعان است كه از خود قرائت داشت .
ابو سعيد ابان بن عثمان بن عفان ، در طبقه اول ، از تابعان ، از خود قرائتى داشت .
مسلم بن حبيب ( نهدى ) ، از تابعان از خود قرائتى داشت .
شيبة بن نضاح « 4 » بن سرجس بن يعقوب ، از مردم مدينه و در طبقه دوم ، از خود قرائتى داشت ، و بردهء ام سلمه بود ، و از نضاح « 5 » جز فرزندش كسى را نمىشناسيم كه از وى روايت كرده باشد ، و او نيز در زمان خود يگانه پيشوا در قرائت قرآن بوده ، و از خود قرائتى داشته است .
ابو جعفر مدنى ، نامش يزيد بن قعقاع ، برده عباس « 6 » بن ابو ربيعهء عتاقه ، و از
هامش
( 1 ) ف ( حسن ) .
( 2 ) ف ( العحمانى ) .
( 3 ) ف ( المبرد ) .
( 4 ) ف ( نصاح ) .
( 5 ) ف ( نصاح ) .
( 6 ) ف ( عياش ) .