بر اسرار شاهان آگاه شوند ، و ما اين خط را بدست نياوردهايم . اما طرز نگارش نامه به همانگونه است كه سخن گويند و حروف آن نقطه ندارد و پاره از حروف را به زبان سريانى قديم كه زبان بابليان است نوشته و آن را به فارسى مىخوانند ، و عدد آن سى و سه حرف است و به آن « نامه دبيريه و « هام دبيريه » « 1 » گويند ، و اين خط ويژه تمام طبقات مملكت است جز پادشاهان ؛ و اين است نمونهء آن :
« 2 » و خطى ديگر دارند كه آن را « راز سهريه » مىنامند ، و پادشاهان اسرار خود را براى اشخاص ساير ملل با آن مىنويسند ؛ و شمارهء حروف و صداهاى آن چهل حرف است كه هر حرف و صدايى صورت معروفى دارد و از زبان نبطى چيزى در آن نيست . اين است نمونهء آن . . .
خط ديگرى نيز بنام « راس سهريه » « 3 » دارند و فلسفه و منطق را با آن مىنويسند .
حروف آن بيست و چهار ، و داراى نقطه است ، و ما آن را بدست نياورديم .
هجائى نيز دارند كه به آن زوارشن « 4 » گويند ، و آن را جداگانه يا پيوسته مىنويسند ، و در حدود هزار كلمه است و براى جدا كردن متشابهات از يكديگر به كار مىرود ؛ مثلا كسى كه بخواهد گوشت بنويسد كه در عربى « لحم » است ( بسرا ) مىنويسد و گوشت مىخواند ، اين است نمونهء آن : ، و اگر خواست نان بنويسد كه در عربى « خبز » است
هامش
( 1 ) ظاهرا « هماك دبيريه » بمعنى خط همگانى است ( سبكشناسى ج 1 ص 77 حاشيه 3 ) .
( 2 ) ( ف ) اين نقش زير را اضافه دارد .
( 3 ) كلمهء « سهريه » در « راز سهريه » و همچنين در « راس سهريه » را نتوانستيم صحيحا بدست آوريم كه چيست ؛ و ممكن است كه چيز ديگرى بوده و تحريف شده است :
( 4 ) زوارشن همان هزوارش است . استادپور داود در مقدمه برهان قاطع صفحهء ( 12 ) گويد ، هزوارش در سراسر نوشتههاى پهلوى چه در سنگنبشتها و چه در گزارش پهلوى اوستا ( زند ) و در نامههاى پيش از اسلام و پس از اسلام ( باستثناى آثار تورفان مانوى ) ، هزارها كلمهء سامى از لهجهء آرامى به كار رفته است . به اين گونه كلمات كه فقط در كتاب مىآمده و به زبان رانده نمىشد « هزوارش » نام دادهاند . بعبارت ديگر هزوارش ، ايدئوگرام .Jdeogrammeيا علامت و نشانهاى بوده بهيئت يككلمهء آرامى كه بجاى آن در خواندن ، يككلمهء ايرانى مىنشاندند . و خود كلمهء هزوارش ( زوارش ) از مصدر ( اوزوارتن (Uzvartan) بمعنى بيان كردن ، تفسير نمودن ، شرح دادن است . و به همين معنى در نامههاى پهلوى چون دينكرد ، بندهش ، و نامكيهاى منوچهر ، و چيتكيهاى زادسپرم ، و شكند كمانيك ، و يچار آمده و در نوشتههاى تورفان « ايزوارتن »Ezvrtanبه كار رفته است .
بنابراين اسم مصدر اوزاوارش « هزوارش » در پهلوى بمعنى شرح و تفسير و توضيح و بيان است .