فن سوم - در ستايش قرآن كه
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 1 » و نام كتابهايى كه در علوم قرآنى تأليف گرديده ، و تاريخچهء قراء و نام راويان و شواذى كه در قرائت داشتهاند .
مقالهء دوم سه فن در علماء نحو و لغت
فن اول - در پيدايش نحو و اخبار نحويان بصره و ساير فصحاى اعراب و نام كتابهاى آنان .
فن دوم - در اخبار نحويان و لغويان كوفه و نام كتابهاى آنان .
فن سوم - دربارهء گروهى از نحويان كه هر دو شيوه را بهم آميختند و نام كتابهاى آنان .
مقالهء سوم سه فن در اخبار و آداب و سير و انساب
فن اول - در اخبار مستوفيان و راويان و كسانى كه صاحب سيرهاى خاص و تازه بودند و نام كتابهاى آنان :
فن دوم - در اخبار پادشاهان و نويسندگان و مترسلان و كاركنان خراج و صاحبان ديوان « 2 » و نام كتابهاى آنان .
فن سوم - در اخبار نديمان و جليسان و ( اديبان ) و صفاعنه « 3 » و صفادمه « 4 » و كسانى كه مردم را بخنده درآوردند و نام كتابهاى آنان .
مقالهء چهارم دو فن در شعر و شاعران
فن اول - در طبقات شاعران دورهء جاهليت و شاعران دورهء اسلامى كه جاهليت را دريافته بودند و كسانى كه اشعار آنان را جمعآورى نمودند و نام راويان آنان .
فن دوم - در طبقات شاعران دورهء اسلامى و شاعرانى كه بعد آمدند تا زمان ما .
هامش
( 1 ) سورهء فصلت آيهء 42
( 2 ) ديوان ما خود از فارسى است ( فرهنگ نفيسى )
( 3 ) رجل صفعان بالفتح مرد سيلى زننده ، صفحه صفعا : سيلى زد او را يا نرم زد پس - گردن او را ، و قيل الصفع لغة مولدة ( منتهى الارب ) . دزىDozyگويد : صفاعنه اشخاص مسخرهء بودند كه بميل خود از مردم پسگردنى خورده و انعام مىگرفتند . رجوع شود به فرهنگ دزى ج 1 ص 837
( 4 ) صفادمه در لغت ديده نشد . و ظاهرا از صفد بمعنى بستن با بند باشد ( فرهنگ نفيسى )