شاعران شام كه پيش از آنان بودند
ابو جودرسعنى ، نامش محمد بن احمد ، شعرش در حدود يكصد ورق . ابو مسكين برذعى « 1 » از شاعران تازهايست كه هميشه در گردش بوده و اشعار خوبى داشت و در حدود يكصد ورق است .
خليع رقى ، و بقولى حرانى ، كه از مردم همان نواحى بود . نامش محمد بن ابو عمر قرشى شاعر بسيار خوبى است كه در اشعار خود تجنيس « 2 » و تطبيق « 3 » را زياد رعايت مىكرد ، و كمتر شعرى دارد كه خالى از آن باشد ، و اشعارش جمعآورى نشده ، و در حدود سيصد ورق است .
گويند بعضى از ادباء زمان ما آن را به ترتيب حروف جمع كرده ، و ابو محمد مهلبى نيز يك قطعه از اشعار او را انتخاب نموده است .
قصيدههائى كه در غريب « 4 » گفته شده
قصيده شرقى بن قطامى - كه پيش از اين گفتهايم . قصيده يحيى بن نجيم . قصيده ابرارى ، نامش . . . قصيده شبيل بن عزره « 5 » كه پيش از اين گفته شد . قصيده ابن حرنيد « 6 » ( قصيده احمد انبارى ) .
قصيدههاى مهموزه
« 7 » قصيدهء ابن هدمه كه اولش اين است : انّ سليمى و اللّه يكلوها .
قصيدهء جعفر بن ابو نعمان اموى ، از بنى قربه ، كه اغلب راويان ، آن را از ابو صعصعه عامرى روايت كردهاند و اولش اين است : كلات وميض البرق حين تلالا .
و گروهى اين گفتار او را بر قصيدهء ابن هرمه ترجيح دادهاند ، گو آنكه ابن هرمه بر وى سبقت داشته است .
قصيده . . . قصيده . . . قصيده . . .
هامش
( 1 ) ف ( البردعى ) .
( 2 ) تجنيس الفاظ به يكديگر مانند استعمال كردن است ( المعجم ص 330 ) .
( 3 ) تطبيق - مقابله اشياء متضاد ( المعجم ص 337 ) .
( 4 ) غريب - چيزهاى نو و تازه ( منتهى الارب ) .
( 5 ) ف ( عروة ) .
( 6 ) ف ( ابن حرنيل ) .
( 7 ) مهموزه قصيدهايست كه قافيهاش همزه است . و در نسخه جب . مقاله چهارم به اينجا تمام مىشود و در حاشيه دارد ( مقابله باشد ) .