ابو العباس گويد « 1 » املاهائى كه براى مردم نمود باندازهء بار چندين شتر بود و در علم شعر ، كسى پرمايهتر از وى ديده نشد . باز ابو العباس گويد : او همه را ديده داشت . و قرائتش بر قاسم بن معن ، و سماعش از مفضل بن محمد بود ، و خود را ربيب مفضل مىدانست زيرا مفضل مادرش را داشت . به خط ابن كوفى خواندم كه ثعلب گويد : در سال دويست و پنج از ابن اعرابى شنيدم كه مىگفت ، در همان شبى كه ابو حنيفه وفات يافت ، من به دنيا آمدهام .
و وفات او در سال سى و يك بود و هشتاد يك سال و چهار ماه و سه روز زندگانى كرد .
و چون نامى از قاسم بن معن در اينجا برده شد مقتضى مىدانيم سخنى دربارهء او بگوئيم . براى آنكه ابو عبد اللّه بن اعرابى از وى آموخته بود .
قاسم فرزند معن بن عبد الرحمن عبد اللّه بن مسعود است ، و مهدى او را بقضاوت گمارد . وكيع گويد : قاسم بيش از هركس شيفتهء ادب بود و بسيار جوانمردى داشت . در حديث با اهلش ، و در فتوى با اهلش ، و در شعر با اهلش و در اخبار با اهلش ، و در كلام با اهلش ، و در نسب با اهلش ، مناظره مىكرد . و هميشه با ابو حنيفه مجالست مىنمود . بوى گفتند : آيا رضايت دارى « 2 » كه در شمار غلامان ابو حنيفه درآئى ، گفت مردم با هيچكس مجالستى بسودمندى مجالست با ابو حنيفه را نداشتهاند .
ابن اعرابى در سال ( دويست ) و سى و يك وفات يافت . و اين كتابها از اوست : كتاب النوادر ، و اين كتاب را گروهى مانند : طوسى ، ثعلب ، و ديگران از وى روايت كردهاند .
و گويند دوازده روايت و بقولى نه روايت دارد . كتاب الانواء . كتاب صفة النخل « 3 » . كتاب صفة الزرع . كتاب الخيل . كتاب مدح القبائل ، كتاب معانى الشعر . تفسير الامثال « 4 » . كتاب النبات .
كتاب الالفاظ . كتاب نسب الخيل . كتاب نوادر الدبيريين « 5 » . كتاب نوادر بنى فقعس . كتاب الذباب كه به خط سكرى ( آن را ديدهام ) . كتاب النبت و البقل .
ابن اعرابى از گروهى از فصحاء اعراب مانند صموتى ، و ابو مجيب « 6 » و ربعى نيز روايت كرده است .
ثابت بن ابو ثابت
ابو محمد ثابت بن ابو ثابت ، و نام ابو ثابت سعيد ، و سكرى نام ابو ثابت را محمد نوشته
هامش
( 1 ) ابو العباس مطلق در اينجا ثعلب است .
( 2 ) ف ( اوصى ) جب ( أ ترضى ) .
( 3 ) ف ( النحل ) .
( 4 ) ف ( القبائل ) .
( 5 ) ف ( الزبيريين ) .
( 6 ) ف ( ابو المجيب ) .