تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التنبيه والإشراف ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
خدا صلى الله عليه و سلم صلح كردند كه سرانه بدهند . آنگاه پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم به مدينه كه سباع بن عرفطهء انصارى را در آنجا نيابت داده بود بازگشت . در ماه محرم پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم انگشتر گرفت و نقش آن « محمد رسول الله » بود . در ماه ربيع الاول به پادشاهان نامه نوشت و نامه‌ها و فرستادگانش سوى آنها روان شد كه به اسلام دعوتشان ميكرد . نامه‌هاى خود را با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز كرده بود . او صلى الله عليه و سلم در آغاز مانند قريش « باسمك اللهم » مينوشت و همچنان نوشته ميشد تا اين آيه آمد كه ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ الله مَجْراها 11 : 41 و « باسم الله » نوشت تا آيهء قُلِ ادْعُوا الله أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى . 17 : 110 نازل شد و « بسم الله الرحيم » نوشت تا اين آيه آمد كه إِنَّهُ من سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ 27 : 30 كه بسم الله تمام نوشت . و ما علت اين را كه قريش « باسمك اللهم » مينوشتند در الاخبار المسعوديات كه متعلق بماست ضمن اخبار امية بن ابى الصلت ثقفى آورده‌ايم . از جمله عبد الله بن حذافه سهمى را بسوى پادشاه ايران خسرو پرويز پسر هرمز فرستاد كه در آن وقت به مداين عراق بود . وى نامهء پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم را پاره كرد و به باذام حاكم خود در يمن نوشت كه او را پيش وى بفرستد . باذام دوسالار ، فيروز بن ديلمى و خر خسرو و بقولى بابويه را با گروهى بفرستاد و گفت : « او را پيش من بياريد . » آنها در مدينه پيش پيغمبر صلى الله عليه و سلم آمدند . به آنها گفت كه شيرويه پسر پرويز پادشاهان همانشب پدرش را كشته است . آنها نيز سوى باذام برگشتند به دو خبر دادند و قصه چنان بود كه او صلى الله عليه و سلم گفته بود . آنها مسلمان شدند باذام و ابناى صنعا نيز بدين اسلام آمدند . ابنا همانها بودند كه با خرزاد پسر نرسى پسر جاماسب برادر قباد بن فيروز شاه به
التنبيه والإشراف ( فارسي ) — صفحة 238 | المسعودي / ابو القاسم پاينده